تبليغاتX
منظومه دانش
امام کاظم (ع) فرمودند: مؤمن همانند دو كفّه ترازو است ، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد
منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

رضا
رضا
حسین


موضوعات

اجتماعی
کرامات
علمی
اخلاقی
اهل بیت


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


لينكدوني


فرهنگ واژگان فارسی
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
پایگاه آیت الله مکارم شیرازی
پایگاه مقام معظم رهبری
روزنامه جام جم
پخش مستقیم از حرم آقا امام حسین (ع)
نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها
فال حافظ
تبیان


آرشيو لينكدوني


طراح قالب

طراح قالب : ساسان نوبخت

www.iroweb.com


» معجزه امام علی(ع) «

 

تكلم خورشید با علی (علیه السلام)

 

 

 

ابوذر گفت : رسول خدا (ص ) به على (ع ) فرمود: هنگامى كه فردا صبح وقت طلوع آفتاب شد، به صحراى بقيع برو و بر روى جاى بلندى بايست ، وقتى كه خورشيد طلوع كرد، بر او سلام كن . همانا خداوند تعالى او را امر كرده كه تو را پاسخ گويد بدان چه كه در وجود توست . هنگامى كه فردا صبح شد، اميرالمؤ منين (ع ) در حالى كه ابوبكر و عمر و جماعتى از مهاجرين و انصار همراهش بودند، بيرون آمد تا اين كه به بقيع رسيده و بر بالاى منبر بلندى ايستاد.

وقتى كه خورشيد طلوع كرد، فرمود: سلام بر تو اى آفريده جديد خدا و مطيع او. پس صدايى از آسمان شنيده شد كه گوينده اى مى گفت : و سلام بر تو باد اى اول ، اى آخر، اى ظاهر، اى باطن ، اى كسى كه بر همه چيز دانايى . در اين حال ، عمر و ابوبكر و مهاجر و انصار سخن خورشيد را شنيدند و بى هوش شدند و پس از مدتى به هوش آمدند. در حالى كه اميرالمؤ منين (ع ) از آن جا بازگشته بود و آنان نيز برخاستند و به سوى رسول خدا (ص ) آمدند و گفتند: يا رسول الله ، ما درباره على (ع ) مى گوييم انسانى است مثل ما، ولى خورشيد او را خطاب كرد آن طور كه خداوند خودش را خطاب كرده .

پيامبر فرمود: چه شنيديد از او؟

گفتند: شنيديم كه خورشيد گفت : سلام بر تو اى اول .

فرمود: راست گفت : او اول كسى است كه به من ايمان آورد.

گفتند خورشيد گفت : اى آخر.

فرمود: راست گفت ، او آخرين كسى است كه متعهد امر من مى شود و مرا غسل مى دهد و كفن مى كند و در قبرم مى گذارد.

گفتند: شنيديم خورشيد گفت : اى ظاهر.

فرمود: راست گفت ، او آن كسى است كه علم مرا ظاهر مى كند.

گفتند: شنيديم مى گفت : اى باطن .

فرمود: راست گفت ، همه سر مرا پنهان مى سازد.

گفتند: شنيديم مى گفت : اى كسى كه به همه چيز دانايى.

فرمود: راست گفت ، او داناترين فرد است نسبت به حلال و حرام و سنن و واجبات و آن چه شبيه آن است.

پس برخاستند و گفتند: محمد ما را در تاريكى شديدى انداخته است و از در مسجد خارج شدند.

التماس دعا

 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه چهاردهم تیر 1388

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : خدای بزرگ را سپاس که توفیقش را نصیب بنده ساخت تا به رغم بضاعت ناچیز، این وبلاگ را تقدیم شما عزیزان نمایم. امیدوارم لطف حق بیش از پیش شامل این قلم شده و با عنایت خاص خود ضعف ها و کمبودهای معنوی و عملی نویسنده را در تاثیرگذاری نوشته اش دخالت ندهد. ما را از نظرات خود بی نصیب نگذارید.


آمار بازديدكنندگان

خبرنامه

براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :



لينك دوستان



رهروان شهادت
انتشارات سمیع
نور ولایت
محمد باقر پورامینی
نگین شهر طبس
دست نوشته
نویسه
شب شکن
کلبه ی فرهنگی آقای نودهی
(طاووس بهشت)
ولایت نور


کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by profreza.blogfa.com
This Themplate Designed By Sasan Nobakht