نوروز

واژه عید (بر وزن بید) به معنای بازگشت و رجوع کسی یا چیزی به موطن و جایگاه اصلی خود می باشد که موجب می شود کسانی که منتظر این بازگشت می باشند شادمان و مسرور شوند . لذا امام باقر (ع) در دوران خلافت خلفای جور می فرمایند: در هر عیدی به خاندان عصمت بجای شادی و سرور غم و اندوه می رسد. راوی پرسید: چرا چنین است ؟ امام (ع) فرمودند:
لانهم یرون حقهم فی ید غیرهم
زیرا اهل بیت (ع) حقشان را در دست غیر خود (خلفای بنی امیه و بنی عباس ) می بینند و چه زیباست زبان حال امام سجاد (ع) که در کلام منظوم خود ضمن بیان غم و اندوهی که هر یک از خاندان عصمت ، متحمل شده اند می فرمایند:
یفرح هذا الوری بعیدهم و نحن اعیادنا ماتمنا
مردم همه به مراسم عید خود، شادان و مسرورند اما ما خاندان با هر عیدی که فرا می رسد، اندوهناکیم.
و الناس فی الامن و السرور و ما یامن طول الزمان خائفنا
چرا که مردم در امنیت و آسایش به سر می برند ، اما در طول زمان هیچ یک از ما خاندان رنگ امنیت و آرامش را به خود نمی بیند.
روز نوروز
گرچه اعیاد مشهور در احادیث، عید فطر و قربان و غدیر و جمعه ذکر شده اما روز نوروز نیز دارای ریشه و سند حدیثی است. چنانکه معلی بن خنیس می گوید : روز نوروز نزد امام صادق (ع) رفتم. حضرت فرمودند: آیا ماجرای این روز را می دانی؟ گفتم: مردم فارسی زبان، این روز را گرامی می دارند و در این روز به هم هدیه می دهند. امام صادق (ع) فرمودند: روز نوروز (روز اول سال) دارای سابقه ای دیرینه است.
یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ الله فیه مواثیق العباد أن یعبدوم و لا یشرکوا به شیئا و أن یومنوا برسله و حججه و أن یؤمنوا بالائمه(ع)
«روز نوروز روزی است که خداوند در آن روز از بندگان خود، عهد و پیمان گرفت که او را عبادت کنند و برای او شریک قرار ندهند و به رسولان و حجت های او و به ائمه (ع) ایمان آورند» و اولین طلوع شمس در این روز واقع شد و چون فرج نیز مقارن با این روز است لذا ما خاندان به روز نوروز به چشم درک فرج می نگریم . فارسی زبانان به عظمت نوروز پی بردند اما مردم عرب از آن غافل شدند. در حدیثی دیگر امام صادق (ع) می فرمایند: در روز عید نوروز، استحمام نموده و غسل نوروز بجای آور و بهترین و پاکیزه ترین لباس های خود را بپوش و از خوشبو ترین عطرها استفاده کن و این روز را روزه بگیر.
این حدیث با توصیه به گرفتن روزه، مراسم نوروز را خلاف مراسم متداول در این روز معرفی نموده و اذهان را متوجه این حقیقت می نماید که نوروز به اعتبار یاد آوری عهد و پیمان الهی و تجدید میثاق با اهل بیت(ع)، حائز اهمیت است و نکته مهم اینکه نوروز تنها یک روز است و سنت اسلام تعظیم این روز می باشد و احادیث مدح نیز ناظر به همین امر است اما ترویج خرافات، معاصی و هرگونه فسق و فجور در همه ایام ناپسند بوده و در ایام نوروز زشت تر است که در روایات به این موضوع اشاره شده است . چنانکه منصور دوانقی در عید نوروز مراسم خاصی به پا کرده و از امام کاظم(ع) خواست در این مراسم شرکت نماید و هدایای نوروزی را پذیرا شود . امام کاظم(ع) فرمودند:
انی قد فتشت الاخبار عن جدی رسول الله (ص) فلم أجد لهذا العید خبرا
من همه اخبار جدم رسول خدا را بررسی کردم و خبری از انجام این مراسم در آن مشاهده ننمودم.
و إنه سنه اللفرس و محاها الاسلام و معاذ الله نحیی ما محاه الاسلام
و این مراسم، سنت فارسی زبانان ( قبل از اسلام ) است که اسلام آن را کناز زد و پناه به خدا که بخواهیم آنچه را اسلام نابود نموده احیاء کنیم.
اباصلت هروی از امام رضا (ع) نقل می کند که فرمودند: مردی به نام عمرو از بزرگان قبیله تمیم به امیر المؤمنین(ع) گفت : اصحاب رس در چه دورانی می زیسته اند و محل استقرار آنها کجا بوده و چه کسی بر آنها حکومت می کرده است؟ آیا رسولی بر آنها مبعوث شد و بالاخره علت هلاکت آنها چه بود ؟ خداوند در قرآن اصحاب رس را ذکر کرده امام ماجرای آنها را بیان ننموده است.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: مطلبی را از من پرسیدی که قبل از تو کسی نپرسیده است. اصحاب رس ، قومی بودند که شجره ای به نام « شاه درخت » را می پرستیدند و از آن جهت به آنها اصحاب رس گفته اند که:
رسوا نبیهم فی الارض
پیامبر خود را در زمین مدفون نمودند، این مردم در کنار رود رس ، دوازده شهر داشتند که اسامی آنها چنین بود: آبان، آذر، دی ، بهمن، اسفند (اسفندار)، فروردین، اردیبهشت ، خرداد (ارداد) ، مرداد، تیر ، مهر و شهریور. بزرگترین شهر آنها اسفندار (اسفند) و پادشاهی که از نوادگان نمرود بود در آن زندگی می کرد و شاه درخت در این شهر قرار داشت اما مردم این درخت را در شهرهای دیگر نیز کاشته و در هر شهر درختی که نماد شاه درخت شهر اسفند بود وجود داشت که مورد پرستش قرار می گرفت. هر سال مردم در یک شهر جمع می شدند و گاو و گوسفند، قربانی می کردند و شعله های آتش بر می افروختند تا جائی که آسمان دیدیده نمی شد و شروع به گریه و تضرع می کردند. در اینجا بود که شیطان شاخه های درخت را به حرکت در می آورد و فریاد می زد که خوشحال شوید که من از شما راضی هستم . با شنیدن این صدا، رقص و شراب خواری و ... آغاز می شد و سالی که نوبت به شهر اسفند می رسید که شاه درخت در آن قرار داشت، همه مردم از سایر نقاط به این شهر آمده و دوازده راه به تعداد شهرها بنا می کردند و پس از عبادت به ذبح گاو و گوسفند مشغول می شدند و سپس با شنیدن صدای شیطان که آن را آوای شاه درخت می پنداشتند به لهو و لعب پرداخته و دوازده روز که تعداد دوازده شهر بود به این مراسم ادامه می دادند. در اینجا بود که خداوند پیامبری مبعوث نمود تا آن ها را از ظلمت و ضلالت نجات دهد و چون مردم پس از سال های متمادی حرف او را قبول ننمودند، درروز عید بزرگ ، نزد مردم حاضر شد و از خداوند خواست قدرتش را به آنها نشان دهد. خداوند دعوت پیامبر خود را اجابت و شاه درخت را خشک نمود. مردم دو دسته شدند. گروهی گفتند: این کسی که خود را رسول خدا می داند ساحر است و برخی گفتند: غضب شاه درخت است که از وجود این رسول ناراحت است لذا تصمیم به قتل رسول الهی گرفتند و بدین منظور، لوله هایی از قلع ساخته و آن را به رودخانه متصل نموده و رسول خدار را در آن جای داده و سر لوله را بستند تا شاه درخت از آنها راضی شود و دوباره سر سبز و خرم گردد. پیامبر الهی در آن مکان تنگ و دشوار ندا داد:
سیدی قد بری ضیق مکانی و شده کربی فرحم ضعف رکنی و قله حیلتی و عجل بقبض روحی و لا تؤخر إجابه دعوتی
پروردگارا تنگنا و دشواری حالتم را می بینی ، به ضعف و ناتوانی و بیچارگی ام رحم کن و زودتر مرا بمیران و در مرگم تأخیر نکن. خداوند، پیامبر خود را قبض روح نمود و به جبرئیل فرمود: این مردم می پندارند که صبر و مدارای من سبب ایمن ماندن از مکر من است تا غیر مرا پرستیده و رسول مرا بکشند. آیا می توانند از غضب من فرار کنند و از حکومت من بگریزند؟ هرگز! در اینجا بود که طوفانی شدید آغاز شد و زمین زیر پایشان گداخته و قرمز شد و آنها را در خود ذوب نمود. پس باید به خداوند از غضب و انتقامش پناه برد و بدانیم که تنها راه نجات از عذاب الهی روی آوردن به طاعت و بندگی اوست. از مجموع احادیث اهل بیت(ع) به خوبی فهمیده می شود که روز نوروز به اعتبار رموز و اسراری که به برخی از آنها اشاره نمودیم روز خجسته و نیکویی است که یاد آور عهد عالم ذر بوده و مشوق اهل ایمان در وفای به عهد الهی و درک فرج است، اما مراسم نوروزی که مطابق با مراسم اصحاب رس و عدم رعایت دستورات و تکالیف دینی باشد، مورد مذمت قرار گرفته است.
منبع : مجله ی علم و ادب
نوشته شده توسط رضا در شنبه یکم فروردین 1388
لينك ثابت 
|