انسان و مسأله رفاقت و دوستی
در این پست ، سخن از پیوندی نیرومند و مؤثر به نام انسان و مسأله رفاقت و دوستی به میان آمده است که بسیار با اهمیت و سازنده است و اگر در چهار چوب درست به کار نرود ویران کننده است.
بشر در تمام ادوار زندگی از ایام کودکی و جوانی تا روز کهولت و پیری همواره نیازمند رفاقت و دوستی دیگران بوده است . همانطور که از داشتن رفیق موافق و دوست یک دل احساس مسرت می کند و از مصاحبتش خشنود می گردد ، همچنین از تنهایی رنج می برد و از نداشتن هم صحبت شایسته و مناسب ، آزرده خاطر و متأثر می شود.
رفقا و دوستان نه تنها با هم انس می گیرند و با مصاحبت و همنشینی موجبات شادمانی و نشاط یکدیگر را فراهم می سازند، بلکه هر دوستی به مقیاس درجه رفاقت و دوستی در امور مادی و معنوی رفیق خود نفوذ می کند و هر یک دانسته یا ندانسته روی عقائد و اخلاق و رفتار و گفتار دیگری اثر می گذارد
قرآن کریم (در سوره فرقان آیه 28) از زبان اهل جهنم نقل می کند که می گویند:
ای کاش فلانی را دوست صمیمی خود قرار نمی دادم.
در جایی دیگر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: دین و روش آدمی طبق مذهب و سیره دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود.
حضرت سلیمان (علیه السلام) فرموده است : در باره کسی به نیکی یا بدی قضاوت نکنید تا رفقایش را ببینید. چه آنکه آدمی از امثال و اقرانش شناخته می شود و به صفات همنشینان و دوستان صمیمیش توصیف می گردد.
دوست شناخته و با فضیلت یکی از سرمایه های بزرگ زندگی و از عوامل خوشبختی بشر است. اولیاء گرامی اسلام پیروان خود را در انتخاب رفیق عاقل و با ایمان ، تشویق نموده و فوائد وجود چنین دوستی را خاطرنشان ساخته اند.
علی (علیه السلام ) فرموده است: پیوند دوستی را با برادران دینی خود محکم سازید که آنان ذخائر دنیا و آخرت هستند. مگر نشینیده اید که خداوند در قرآن شریف به غم و اندوه گمراهان در قیامت اشاره کرده که می گویند: در این روز سخت نه شفیعی داریم نه دوستی که درکارمان همت گمارد.
دوست با فضیلت و لایق که در ایام خوشی و ناخوشی ، یار یکدل و صدیق و وفادار است ، برای آدمی ارزش حیاتی دارد و از دست دادن چنین رفیق غزیزی از مصائب بزرگ زندگی است.
حضرت علی (علیه اسلام ) می فرمایند : کسی که دوست پاک ضمیر خود را که برای خدا با وی پیوند دوستی داشته از دست بدهد ، مثل این است که شریف ترین اعضاء بدن خود را از کف داده است.