شب قدر اختصاص به زمان رسول گرامى (ص ) و صدر اسلام ندارد؛ زيرا اولا، هر چند وضع ليلة القدر براى آن بود كه رسول خدا (ص ) در عالم رؤ يا از به حكومت رسيدن بنى اميه در آينده تاريخ محزون و مغموم گرديد، خداوند تبارك و تعالى براى زدودن حزن و اندوه از قلب پيامبرش شب قدر كه بهتر از هزار ماه حكومت بنى اميه است ، را براى او مقرر داشت .
ثانيا، طبق صلاحديد الهى شب قدر شب اندازه گيرى است ؛ يعنى ، آنچه كه در طول سال آينده از حوادث و وقايع اتفاق مى افتد، از طرف پروردگار در اين شب تقدير مى گردد و به اطلاع ولى امر (ع ) هر زمان مى رسد.
ثالثا، عبادات خدا مقطعى نيست ، مثلا نماز يك مدتى مقرر باشد و بعد از مدتى تعطيل شود روزه مدتى باشد و بعد از چندى برداشته شود، بلكه جعل قانون اقتضاى استمرار را دارد، مگر از جانب حضرت حق بر موقت بودن آن تصريح شده باشد و موقت بودن ليلة القدر خاطرنشان نگشته است .
رابعا، روايات بسيارى وارد شده است كه : شب قدر در هر سال در دهه آخر ماه رمضان مى باشد.
داوود بن فرقد گويد: مردى از امام صادق (ع ) پرسيد: آيا ليلة القدر فقط يك شب بود، يا در هر سال هست ؟ امام (ع ) فرمود: اگر شب قدر برداشته شود، قرآن برداشته خواهد شد.
از اين روايت استفاده مى شود كه قرآن و شب قدر ملازم هم هستند و از يكديگر جدا نخواهد شد، بنابراين همان طور كه قرآن هميشگى و جاودانه است شب قدر هم اين چنين مى باشد.
در شب قدر به امر خدا جبرئيل با دسته اى از فرشتگان به زمين فرود مى آيند، در حاليكه كه در دست او پرچم سبزى است ، پرچم را بر بالاى كعبه نصب مى كند در احاديث آمده است كه براى او ششصد بال است ، كه دو تاى از آنها را نگستراند مگر در شب قدر. در آن شب آنها را پهن كند كه از مشرق و مغرب تجاوز نمايد. آنگاه جبرئيل فرشتگان را در اين شب پراكنده نمايد. پس بر هر ايستاده و نشسته ، نمازگزار و ذكركننده سلام گفته ، و با آنان مصافحه نموده ، و بر دعايشان آمين گويند تا صبح ، و چون صبح طلوع كند، جبرئيل ندا در دهد آى گروه فرشتگان ! حركت كنيد، كوچ كنيد فرشتگان مى گويند: خداوند تعالى با حاجتهاى مؤ منين امت محمد (ص ) چه كرد؟ جبرئيل مى گويد: به راستى كه خداوند تعالى به آنان در اين شب ، نظر رحمت كرد و آنان را بخشيد و از گناهانشان درگذشت مگر از چهار دسته : دايم الخمر، عاق والدين ، قاطع رحم ، و مشاحن (كسى كه شديد العدوة باشد(.