تبليغاتX
منظومه دانش
امام کاظم (ع) فرمودند: مؤمن همانند دو كفّه ترازو است ، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد
منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

رضا
رضا
حسین


موضوعات

اجتماعی
کرامات
علمی
اخلاقی
اهل بیت


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


لينكدوني


فرهنگ واژگان فارسی
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
پایگاه آیت الله مکارم شیرازی
پایگاه مقام معظم رهبری
روزنامه جام جم
پخش مستقیم از حرم آقا امام حسین (ع)
نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها
فال حافظ
تبیان


آرشيو لينكدوني


طراح قالب

طراح قالب : ساسان نوبخت

www.iroweb.com


» لیله القدر «

 

امام علی(علیه السلام) شهید شقاوت بشر

 

 

پیامبر اکرم در خطبه شعبانیه به حضرت علی (ع) فرمودند: ((من بر آنچه که بر تو در این ما روا می دارند گریه می کنم ، گویا می بینم که تو در نماز هستی و شخصی که بدترین افراد بشر و همانند کشنده ناقه ثمود است بر فرق تو ضربه ای می زند که محاسن تو را به خون سرت خضاب می کند.)) (شیخ صدوق، امالی، ص155) این روایت یک از معجزات پیامبر اکرم (ص) است.

یک از دلائل حقانیت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (علیهما السلام) معجزات آن بزرگواران است و یکی از مصادیق آن پیشگویی هایی است که از طرف خدای متعال برای آینده بیان نموده اند. از موارد این پیشگویی ها جریان و نحوه و زمان شهادت حضرت علی (ع) است.

در منابع اهل تسنن نیز روایات پیشگویی نحوه و زمان شهادت حضرت علی (ع) بیان شده است.

( تفسیر ثعلبی، ج4،ص258 ؛ تفسیر سمعانی،ج6،ص234 و...)

این اتفاق در روایات متعددی بیان شده که یکی از موارد آن خطبه ای است که پیامبر در جمعه آخر ماه شعبان سال دوم هجری حدود 40 سال قبل از شهادت حضرت علی (ع) بیان فرموده اند.

رسول اکرم (ص) از شهادت علی (ع) در این ماه خبر داده و از قاتل ناقه ثمود و قاتل حضرت علی (ع) به عنوان « اشقی» (شقی ترین مردم) نام برده اند و قاتل آن حضرت را به عنوان شقیق عاقر ناقه ثمود نام برده اند. شقیق در زبان عرب به بردار تنی یا به نصف یک چیز گفته می شود یعنی آن چیز تمام خصوصیات آن دیگری را دارد و در زبان فارسی نیز برای بیان شباهت کامل دو چیز تمام خصوصیات آن دیگری را دارد و در زبان فارسی نیز برای بیان شباهت کامل دو چیز نسبت به هم از این تعبیر استفاده کرده و می گویند: مانند سیبی که از وسط نصف شده باشد. دقت و توجه به این دو اتفاق مهم تاریخی یعنی کشته شدن ناقه صالح و شهادت علی (ع) و تشابه روحی قاتلان آنها ما را متوجه مسئله مهمی می کند. و از بررسی حادثه کشته شدن ناقه صالح و توضیحاتی که در ارتباط آن در ارتباط آن در قرآن بیان شده می توان به حقیقت عوامل شهادت علی (ع) پی برد.

اشقی الاولین، قاتل ناقه صالح

جریان قوم ثمود در آیات متعدد قرآن ذکر شده است. خدای تعالی حضرت صالح در میان آنان برانگیخت و آن حضرت به هدایت آنان پرداخت و آنان بعد از درخواست معجزه و مشاهده آن در ظاهر به آن حضرت ایمان آورده اما در باطن به دعوت آن حضرت ایمان نیاورند. و با وجود اینکه خود بیرون آمدن ناقه از دل کوه را به عنوان معجزه ای از آن حضرت درخواست کرده و با چشم آنرا دیدند اما بجای تسلیم شدن در مقابل امر الهی و ایمان آوردن به آن به طغیان پرداخته و بدترین شان آن شتر را کشت و دیگران نیز به آن عمل راضی بوده و حتی گوشت آن شتر را تقسیم کرده و کباب کرده و خوردند. (شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان،ج4،ص296،قصه صالح علیه السلام ). و خدای تعالی نیز آنان را به عذاب گرفتار کرد. جریان کشتن ناقه صالح در سوره شمس بیان شده و خدای تعالی بعد از یازده قسم ریشه اصلی چنین ناگواری را صفات رذیله بیان کرده و از این جهت به اهمیت تزکیه نفس پرداخته و می فرماید: (قَد اَفلَحَ مَن زَکّاها و قَد خابَ مَن دَساها)(شمس/9-10) و تأکید می فرماید: رستگاری و سعادت از آن کسی است که نفس خود را تزکیه کرده و از طرف دیگر آن کسی که نفس خویش را با صفات رذیله و گناهان آلوده کرده و بپوشاند ناامید و محروم گشته است.

به حق همین است، و ریشه تمام جنایات در عالم صفات رذیله است. شهوت رانی ها، ریاست طلبی ها،  حسادت ها ، طمع ها و... چشم انسان را در مقابل حقیقت کور کرده و قلبش را می میراند و همین مسئله ریشه همه بدبختی ها بشر است.

صفات رذیله ، ریشۀ شهادت حضرت علی (علیه السلام)

اعراب زمان پیامبر اکرم (ص) با وجود فرمایشات آن حضرت که علی (ع) را به عنوان ولی خدا و جانشین خود و امام بر خلق معرفی کرده بود، پی به عظمت و حقانیت علی بن ابی طالب (ع) برده بودند و علاوه بر آن معجزات زیادی از آن حضرت بظاهر مشاهده کردند اما بخاطر صفات رذیله ای که داشتند حقیقت آن وجود مقدس را تکذیب کردند همانطور که قوم ثمود معجزه بزرگ الهی را نادیده گرفتند.

در دعای شریف ندبه علت دشمنی اعراب به ظاهر مسلمان آن زمان اینطور بیان شده که حضرت علی (ع) بخاطر انجام وظیفه اش که دفاع و گسترش اسلام بود با کفار قریش جانانه می جنگید و از ملامت هیچ ملامت کننده ای هراس نداشت و در جنگ های بدر و خیبر و حنین و ... عده زیادی از بزرگان آنان را به خاک افکند، و قلب های آنان نیز مملو  از حقد و کینه شد و از طرفی، آنان بخاطر عنایات خدای تعالی به اهل بیت علیهم السلام نموده بود نسبت به آنان حسادت می ورزیدند، « ام یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله » (نساء/ 54) و علاوه بر اینها عطش عده ای بر ریاست طلبی و تسلط بر اموال و نفوس مسلمین باعث شد که بعد از وفات پیامبر (ص)، از صراط مستقیم ولایت علی بن ابی طالب (ع) خارج شده و حق آن حضرت را نادیده بگیرند و حتی بعد از خلافت آن حضرت به دست بدترین و شقی ترین فرد روزگار در محراب عبادت مظلومانه به شهادت برسند. از آنچه گذشت، مشاهده می شود که حقد و حسد شهوت پرستی و ریاست طلبی و در یک جمله صفات رذیله عامل اصلی شهادت علی (ع) بود.

نکته مهم پایانی این است که یکی از بزرگ ترین حکمت های یاد آوری مناسبت های تاریخی جنبه عبرت آموزی از آنهاست همانطور که در زیارت امام حسین (ع) « المزار، شهید ثانی، ص46، زیارت امام حسین (ع)؛ بحار، ج97،ص287، زیارت امام حسین (ع)» تا ما مسلمانان دچار اشتباهات قوم ثمود نشویم و از خط امام زمانمان بخاطر هواهای نفسانی و ... جدا نشویم.

(التماس دعا)

 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه هفدهم شهریور 1388

لينك ثابت


» کریم اهل بیت «

مراسم نامگذارى و بيمه ساختن نوزاد

 

امام سجّاد زين العابدين عليه السلام مى فرمايد:

 چون حضرت فاطمه زهراء عليها السلام اوّلين نوزاد خود را به دنيا آورد، از همسرش امام علىّ عليه السلام درخواست نمود تا نامى مناسب براى نوزادشان انتخاب نمايد.

 امام على عليه السلام فرمود: من در اين امر هرگز بر رسول خدا صلى الله عليه و آله سبقت

نخواهم گرفت.

 هنگامى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وارد منزل شد، قنداقه نوزاد را كه در پارچه اى

زردرنگ پيچيده شده بود، تحويل حضرتش دادند.

 همين كه چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله به قنداقه نوزاد افتاد، فرمود: مگر نگفته ام نوزاد را در پارچه زرد نپيچيد؛ و سپس پارچه زرد را باز نمود و نوزاد را در پارچه اى سفيد قرار داد.

 بعد از آن خطاب به پدر نوزاد - امام علىّ عليه السلام - كرد، و فرمود: آيا اسمى برايش تعيين كرده ايد؟

حضرت علىّ عليه السلام اظهار داشت : يا رسول اللّه ! ما بر شما سبقت نخواهيم گرفت ، و حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: و من نيز بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .

 در همين بين خداوند متعال توسّط جبرئيل عليه السلام وحى فرستاد: اى محمّد! چون علىّ بن ابى طالب براى تو همانند هارون براى موسى است ؛ پس اسم اين نوزاد را همنام فرزند هارون قرار ده.

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيد: فرزند هارون چه نام داشته است ؟

جبرئيل عليه السلام پاسخ داد : شُبَّر.

 حضرت رسول اظهار داشت : زبان من عربى است و زبان هارون عِبْرى بوده است ، جبرئيل پاسخ داد، نام او را حسن بگذاريد.

 و آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله در گوش راست نوزاد اذان ؛ و در گوش چپ اقامه گفت و سپس فرمود: خداوندا! اين نوزاد را از تمام آفات و شرور شيطان رجيم در پناه تو قرار مى دهم.

 و بعداز آن دستور داد: تا براى سلامتى و بيمه شدن نوزاد از بلاها و حوادث ، گوسفندى برايش عقيقه كنند؛ و در بين بيچارگان و فقراء تقسيم نمايند.

 و همچنين امر فرمود تا موهاى سر نوزاد را تراشيده و هم وزن آن نقره تهيّه كنند و به عنوان صدقه به تهى دستان دهند.

 

نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388

لينك ثابت


» روز جوان مبارکباد «

الگوى شـايسته

 

ماجوانان به دنبال الگويى هستيم كه نخست هم سن و سالمان بـاشد و همانند ما در توفان جوانى بـوده و در نشيب و فراز حوادث حضور داشته بـاشـد. معصوم نبـاشـد; زيرا بـا ما فرق خـواهد كرد و در بـحرانهاى اجتماعى سياسى و حتى اقتصادى درگير شده بـاشد تا بـه خوبى او را همانند خود بـدانيم و از شيوه زندگانى, روش بـرخورد او بـا ديگران, چگونگى سخن گفتن, شهامت, شجاعت, دليرمردى و بـى باكى وى براى خود سرمشق بگيريم و او را نمونه اى تمام عيار براى امروز و فرداى زندگى خود بدانيم.

دفتـر زندگانى چنين الگويى را, كه بـرخى هجده ساله و پـاره اى سالهايى بيشتر دانسته اند, مى گشاييم و با يكديگر بـه صحيفه صفات و ارزشهاى چـشـمگير او مى نگريم. آرام آرام بـا او همراه شـده و بـيشتر از گذشته بـه ناگفته هاى گفتنى اش كه همگى بـرايمان مشعلى فروزان خواهد بود, دل مى سپاريم.

او يازدهم شعبـان سال سى و سوم هجرى بـه دنياى پر غوغاى حيات پـاگذاشت. پـدر در گوش راسـت او اذان گفت و ديگر گوش وى را بـا ترنم اقامه آشنا ساخت تا از آغاز با نغمه توحيد, نبوت, امامت و ولايت آشنا شود و بـا چنين سرودهايى راه روشن رستگارى را از عمق جان بيابد. ديرى نپاييد كه در هفتمين روز تولد وى, بنا بـه سنت پسـنديده دينى, سـرش را تـراشيدند و هم وزن موهاى زيبـايش, بـه مستمندان چشم به راه نقره صدقه دادند.

آشفتگى اوضاع سياسى و آتش افروزى حاكمان ستـمگر آن عصر بـدان حد بـود كه نام ((على)) جـرمى نابـخشودنى حساب مى شد و بـرزبـان راندن اين واژه مقدس ممنوع بـود. پدر وى, كه بـه خوبـى مى دانست نام ديبـاچـه شخصيت و نشان دهنده شرافت, ادب و عظمت انسان است, نام كودك را ((على)) نهاد تا بهتـرين بـركات و زيبـاتـرين صفات بردرياى وجود فرزندش ريزان شود و بـدسگالان سيه سرشت خود را بـا امواج پاك و زلال غيرت دينى و شخصيت مذهبى رو به رو ببـينند. در پى آن, لقب ((اكبر)) نيز بـراى او انتخاب كرد تا ((على اكبـر)) كه به عنوان پـسر نخـست خـانواده است بـا ديگر فرزندان, كه نام آنان نيز على خواهد بود, تفاوت يابد.

پدر على كه همانند پـدرانش از تـمامى اصول اسـاسـى و شيوه هاى شيرين تربيتى آگاهى داشت, خود را بـا دنياى كودكى هماهنگ مى كرد و رفتارى كه شايسته نوباوگى و كودكى فرزند بود, انجام مى داد تا همانند جد عزيز خود عمل كرده, لحظه اى از شرايط روحى روانى كودك دلبند خويش دور نماند.

همراه بـا بـزرگ شدن على, پـدر سخـنان بـرتـر, آداب والاتـر و شيوه هاى زندگى و احترام بـيشتر بـه او مىآموخت تا شخصيت خود را باز يابد و از ارزش وجود خود بيشتر آگاه شود.

بدين خاطر هنگام نام بردن از او, الفاظى تواءم بـااحترام بـه كار مى بـرد تا از آغاز زندگى, احساس سرافرازى و شخصيت كند و در فرداى حـيات خـود, راسـت قامت و قوى دل از حـقوق محـرومان دفاع كرده, در بـرابـر ستـم ستـمكاران بـى تـفاوت يا ماءيوس نبـاشد.

 

 

                                                                      مجله كوثر/ش 39

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

لينك ثابت


» السلام علیک یا موسى بن جعفر(ع) «

 

دستور خواب تا هنگام شهادت

 

اكثر محدّثين و مورّخين در كتاب هاى مختلفى آورده ا ند:

هنگامى كه ماءمورين حكومتى خواستند امام موسى بن جعفر عليه السلام را از مدينه منوّره به سوى عراق حركت دهند، حضرت به فرزند خود، حضرت رضا عليه السلام دستور فرمود تا زمانى كه خبر قتل و شهادت پدرش را نياورده اند، هر شب رختخواب خود را جلوى اتاق آن حضرت پهن نمايد و در آن بخوابد.

خادم آن حضرت گويد: من هر شب رختخواب حضرت علىّ بن موسى الّرضا عليه السلام را جلوى اتاق امام موسى كاظم عليه السلام پهن مى كردم و حضرت رضا سلام اللّه عليه مى آمد و مى خوابيد.

مدّت چهار سال به همين منوال سپرى شد، تا آن كه شبى از شب ها وقتى رختخواب را پهن كردم ، حضرت نيامد و تمام اهل منزل وحشت زده ؛ و غمگين شديم و همگى در فكر فرو رفتيم كه حضرت رضا عليه السلام كجا رفته ؛ و چه شده است ؟

چون صبح شد متوجّه شديم كه حضرت علىّ بن موسى الّرضا عليه السلام آمد و مستقيما نزد امّ احمد - يكى از همسران امام موسى كاظم- عليه السلام رفت و فرمود: اى امّ احمد! آنچه پدرم نزد تو به وديعه نهاده است ، تحويل من بده.

در اين هنگام ، امّ احمد فريادى كشيد و گريه كنان بر سر و صورت خود زد و گفت : مولا و سرورم شهيد گشته است.

امام رضا عليه السلام فرمود: آرام باش و تا زمانى كه خبر شهادت پدرم منتشر نشده است سكوت نما.
پس ، امّ احمد آرامش خود را حفظ كرد؛ و آن گاه صندوقچه اى را به همراه دو هزار دينار آورد و تحويل امام رضا عليه السلام داد و گفت : پدرت ، امام موسى كاظم عليه السلام اين ها را به عنوان وديعه نزد من نهاد و فرمود:

تا هنگامى كه خبر شهادت مرا نشنيده اى ، از اين اشياء خوب مراقبت و نگه دارى كن ؛ و چون خبر قتل مرا شنيدى ، فرزندم رضا - سلام اللّه عليه - نزد تو مى آيد و آن ها را مطالبه مى نمايد، پس همه را تحويل او بده ؛ و بدان كه او بعد از من امام و حجّت خداوند متعال بر تمامى خلق مى باشد.

همچنين مرحوم شيخ صدوق و طبرى و ديگر بزرگان ضمن حديثى طولانى از حضرت ابومحمّد امام حسن عسكرى عليه السلام آورده اند:

امام موسى كاظم عليه السلام سه شب مانده به آخر عمر شريفش ، به زندان بان خود - مسيّب - فرمود:

من سه روز ديگر به سوى پروردگار خود رحلت خواهم كرد و اين شخص ‍ پليد و پست - سندى بن شاهك - ادّعا مى كند كه مراسم تجهيز كفن و دفن مرا انجام مى دهد و سپس افزود: اى مسيّب ! بدان و آگاه باش كه چنين كارى امكان پذير نيست ؛ بلكه فرزندم ، علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام مرا تجهيز و تدفين مى نمايد.

و چون جنازه ام به قبرستان قريش منتقل گرديد، درون قبر، لَحَدى برايم درست كنيد؛ و هنگامى كه درون لَحَد قرار گرفتم ، سعى كنيد كه قبرم را مرتفع نگردانيد؛ و نيز از خاك قبر من جهت تبرّك استفاده نكنيد؛ چون خوردن تمام خاك ها حرام است ، مگر تربت شريف جدّم ، امام حسين عليه السلام كه خداوند تبارك و تعالى براى شيعيان و دوستان ، در آن تربت ، شفا قرار داده است .

مسيّب در ادامه روايت گويد: چون روز سوّم فرا رسيد و لحظات شهادت حضرتش نزديك شد، فرزند بزرگوارش حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام - كه از قبل او را مى شناختم - حضور يافت و من شاهد حضور آن حضرت تا پايان مراسم بودم.

و چون حضرت ابوالحسن ، امام موسى بن جعفر عليهما السلام در همان زندان بغداد به شهادت رسيد - كه بعد از مدّت ها، آن زندان تبديل به مسجدى شد، كه در بغداد در محلّ دروازه كوفه موجود مى باشد - توسّط فرزندش امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام تجهيز شد و در قبرستان قريش ، در اتاقى كه خود امام موسى كاظم عليه السلام خريدارى كرده بود، دفن گرديد.

چهل داستان و چهل حدیث / عبدالله صالحی

 

نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و ششم تیر 1388

لينك ثابت


» معجزه امام علی(ع) «

 

تكلم خورشید با علی (علیه السلام)

 

 

 

ابوذر گفت : رسول خدا (ص ) به على (ع ) فرمود: هنگامى كه فردا صبح وقت طلوع آفتاب شد، به صحراى بقيع برو و بر روى جاى بلندى بايست ، وقتى كه خورشيد طلوع كرد، بر او سلام كن . همانا خداوند تعالى او را امر كرده كه تو را پاسخ گويد بدان چه كه در وجود توست . هنگامى كه فردا صبح شد، اميرالمؤ منين (ع ) در حالى كه ابوبكر و عمر و جماعتى از مهاجرين و انصار همراهش بودند، بيرون آمد تا اين كه به بقيع رسيده و بر بالاى منبر بلندى ايستاد.

وقتى كه خورشيد طلوع كرد، فرمود: سلام بر تو اى آفريده جديد خدا و مطيع او. پس صدايى از آسمان شنيده شد كه گوينده اى مى گفت : و سلام بر تو باد اى اول ، اى آخر، اى ظاهر، اى باطن ، اى كسى كه بر همه چيز دانايى . در اين حال ، عمر و ابوبكر و مهاجر و انصار سخن خورشيد را شنيدند و بى هوش شدند و پس از مدتى به هوش آمدند. در حالى كه اميرالمؤ منين (ع ) از آن جا بازگشته بود و آنان نيز برخاستند و به سوى رسول خدا (ص ) آمدند و گفتند: يا رسول الله ، ما درباره على (ع ) مى گوييم انسانى است مثل ما، ولى خورشيد او را خطاب كرد آن طور كه خداوند خودش را خطاب كرده .

پيامبر فرمود: چه شنيديد از او؟

گفتند: شنيديم كه خورشيد گفت : سلام بر تو اى اول .

فرمود: راست گفت : او اول كسى است كه به من ايمان آورد.

گفتند خورشيد گفت : اى آخر.

فرمود: راست گفت ، او آخرين كسى است كه متعهد امر من مى شود و مرا غسل مى دهد و كفن مى كند و در قبرم مى گذارد.

گفتند: شنيديم خورشيد گفت : اى ظاهر.

فرمود: راست گفت ، او آن كسى است كه علم مرا ظاهر مى كند.

گفتند: شنيديم مى گفت : اى باطن .

فرمود: راست گفت ، همه سر مرا پنهان مى سازد.

گفتند: شنيديم مى گفت : اى كسى كه به همه چيز دانايى.

فرمود: راست گفت ، او داناترين فرد است نسبت به حلال و حرام و سنن و واجبات و آن چه شبيه آن است.

پس برخاستند و گفتند: محمد ما را در تاريكى شديدى انداخته است و از در مسجد خارج شدند.

التماس دعا

 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه چهاردهم تیر 1388

لينك ثابت


» السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده «

 

سالروز شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) را به محضر آقا امام زمان (ارواحنافداه) و تمامی شیعیان واقعی آنحضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمایم

عروج ملكوتى يا پرواز نجاتبخش

 

 

 

 

امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمودند:

هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رحلت نمود، دو چيز گرانبها را در بين امّت خود به عنوان امانت قرار داد، كه يكى قرآن و ديگرى عترت و اهل بيتش عليهم السلام بود.

پس از آن به نقل از فاطمه زهراء عليها السلام حكايت فرمودند:

چند روزى پس از رحلت پدرم رسول خدا صلوات اللّه عليه ، ايشان را در خواب ديدم و اظهار داشتم: اى پدرجان ! تو رفتى و با رفتن تو ارتباط ما با عالم وحى قطع گرديد؛ و هنوز سخنم پايان نيافته بود كه در همين لحظات متوجّه شدم ، چندين نفر از فرشته هاى الهى نزد من آمدند و مرا به همراه خود

بالا بردند.

وقتى وارد آسمان ها شدم ، ساختمان هاى با شكوه و باغات بسيار سبز و خرّم را ديدم و چون به يكى از آن قصرهاى بهشتى نزديك شدم ، مشاهده كردم كه چندين حوريه از آن بيرون آمدند و مى خنديدند و به يكديگر بشارت مى دادند.

و من با ديدن چنان صحنه هاى سعادت بخش و دلنشين ، بسيار علاقه مند شدم كه نزد آن ها بمانم و برنگردم ؛ ليكن در همين حالت از خواب بيدار شدم .

سپس حضرت صادق عليه السلام به نقل از اميرالمؤ منين ، امام علىّ عليه السلام چنين فرمود:
ناگهان ديدم كه فاطمه زهراء عليها السلام حيرت زده و پريشان از خواب بيدار شد و مرا صدا زد، جلو رفتم و جريان را جويا شدم و چون آن مخدّره مظلومه ، خواب خود را برايم بيان نمود، از من عهد و پيمان گرفت كه چون رحلت نمايد كسى در مراسم تشييع و تدفين وى شركت نكند، مگر سه نفر از زنان به نام هاى:امّ سلمه ، امّ اءيمن و فضّه.

 و هشت نفر از مردان كه به نام هاى:

دو فرزندش ، حسن و حسين ، عبداللّه بن عبّاس ، سلمان فارسى ، عمّار ياسر، مقداد و ابوذر غفارى بودند.

حضرت امام علىّ عليه السلام در ادامه فرمود: و در آن شبى كه وعده الهى فرا رسيد و فاطمه زهراء عليها السلام در آن شب قبض روح گرديد، متوجّه شدم كه آن مظلومه ، بر عدّه اى تازه وارد سلام مى دهد و مى گويد)) :  وعليكم السّلام ((.

بعد از آن ، همسر مظلومه ام به من خطاب كرد و اظهار داشت :

يا علىّ! اين جبرئيل امين است كه بر من وارد شده و مرا بر نعمت هاى بهشتى بشارت مى دهد.
پس از گذشت لحظه اى ديگر، باز اظهار نمود)) :  و عليكم السّلام ((، و سپس به من خطاب نمود: اى پسر عمو! اين ميكائيل است كه بعد از جبرئيل بر من وارد شد.

در مرتبه سوّم دختر رسول خدا چشم هاى خود را گشود و اظهار داشت : و اين عزرائيل است كه اكنون وارد شد؛ و پدرم اوصاف و حالاتش را برايم گفته بود.

و بعد از آن عزرائيل را مورد خطاب قرار داد و گفت : سلام بر تو، اى گيرنده ارواح ! تعجيل نما و جانم را برگير، وليكن سعى كن مرا عذاب ندهى و جانم را به سختى نگيرى .

و سپس به درگاه پروردگار متعال چنين اظهار نمود: بار خداوندا! من به سوى رحمت و بركات تو مى آيم ، نه به سمت آتش و عذابِ دردناكى كه به معصيت كاران وعده داده اى .

و آن گاه ، آن بانوى ستمديده در حالى كه رو به قبله دراز كشيده بود چشم هاى خويش را بر هم نهاد و به عالم بقاء رحلت نمود.

                               (التماس دعا)

 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه ششم خرداد 1388

لينك ثابت


» غدیر «

 

مسئولیت ما در برابر غدیر

 

از آن جا که غدیر و مفهوم و حقیقت آن از جامعه دور نگاه داشته شد ، طبیعتا بیگانگی و ناآشنایی جهان را با این فرهنگ به دنبال داشته و این امر سبب شد تا مردم ، به ویژه آنان که از مکتب امیر المؤمنین (ع) بهره ای نگرفتند و از سیره آن حضرت دوری گزیدند ، از چشمه زلال و جوشان غدیر و داده های آن محروم بمانند.

با این تفصیل ، چگونه غدیر را احیا کنیم؟

از عبدالاسلام بن صالح هروی روایت شده است که گفت : از امام رضا (ع) شنیدم که می فرمود:

رحم الله عبداً أحیی أمرنا ؛ خدای ، رحمت کند آن بنده ای که امر ما را احیا کند.

پرسیدم : احیای امر شما چگونه ممکن است؟

فرمود: یتعلّم علومنا و یعلّمها الناس ؛ علوم ما را فرا گیرد و آن را به مردم بیاموزد.

می بینیم که امام رضا (ع) کار تعلیم را به شیعه یا پیروان دیگر مذاهب اسلامی محدود نکرده ، بلکه واژه « ناس » (مردم) را به کار برده است و این بدان معناست که به همه مردم بیاموزد.

اکنون در جهانی روزگار می گذرانیم که مردمان آن ، بلکه متأسفانه-  بیشتر مسلمانان با غدیر و آموزه های اهل بیت ( علیهما السلام) بیگانه اند . در چنین شرایطی و به منظور آشنایی با حجم و سنگینی مسئولیتی که غدیر بر دوش ما نهاده است ، باید از  خود بپرسیم ؛ جهان معاصر چه اندازه با غدیر آشنا شده و ژرفای آن را کاویده است ؟ و اگر جهان ، با این فرهنگ جهان شمول بیگانه است ، چه کسی مسئول زدودن این جهل و بیگانگی است؟

حقیقت این است که نسل امروز ، غالبا تصوری روشن و درست از غدیر ندارد که در این مورد، مسئولیت روشنگری و آگاهی بخشی در مرتبه اول بر عهده ماست که اگر میثاق غدیر را آن گونه که موظفیم بیان کنیم.

بی تردید جامعه وضعیت بهتری خواهد داشت . در این راستا باید به  جهانیان این آگاهی را بدهیم که غدیر ، یعنی جوشش مستمر ، سر زندگی و نشاط اسلام و شاداب نگاه داشتن آن برای تحقق رفاه ، توسعه بخشیدن به گستره آن ، پیشرفت ، ترقی و آباد کردن جوامع انسانی است.

مسئولیت پذیری صاحبان ثروت نسبت به دیگر افراد جامعه ، از بین بردن پدیده خوردن از دست رنج دیگران و سربار بودن و دسته ها و باندهای مخرب، دیگر مفهوم غدیر است. چه این که فرهنگ غدیر متولیان امور اقتصادی را امانتدارانی می داند که شریان حیات مدنی را به عنوان عامل محرک و شتاب دهنده جامعه ، در دست دارند.

از این رو بر ما واجب است این حقیقت را به همگان بباورانیم که غدیر میثاق « أولو الأمر » با خداوند است ؛ همان هایی که از سوی خدا فرمان یافته اند تا سطح زندگی خود را با ضعیف ترین افراد جامعه همسان سازند و در خوراک ، پوشاک ، مسکن و جز آن ، با آنان همگون شوند.

دگر باره تأکید می شود که مسئولیت سنگینی که در مورد غدیر بر عهده ما نهاده شده و نیز ضرورت پای بندی به آن در جهان معاصر ، می طلبد که گسترده آسمانی فرا خوانیم که در غیر این صورت ، امید به کوتاه شده دست خودکامان ، نجات دادن بشریت از وضع بسیار بد و وحشتناک فعلی و رسیدن به ساحل امنیت ، رفاه، عدالت و آزادی ، انتظاری بیهوده است.

بنابراین هرگاه از غدیر سخن گفته شود ، در واقع سخن از معانی والایی است که در فرهنگ غدیر نهفته است.

سخن آخر این که باید در این مناسبت شکوهمند، با اهل بیت( علیهما السلام ) ، به ویژه با صاحب غدیر ، امیرالمؤمنین (ع) تجدید بیعت کرده ، با آن پاکان پیمان فرمانبردای و ولایت ببندیم و بدانیم که بر ما واجب است با قلم و بیان و مال و گفتار و کردار خویش ، بیش از پیش ، آموزه های نورانی غدیر را به مردم بشناسانیم تا از این رهگذر ، جهان تشنه معنویت از چشمه زلال غدیر سیراب گردد.

از خدای متعال مسئلت دارم توفیق شناخت حرمت و عظمت این روز شکوهمند را به همگان عطا فرماید. ان شاء الله.

(سر چشمه زلال ولایت غدیر)

 

 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : خدای بزرگ را سپاس که توفیقش را نصیب بنده ساخت تا به رغم بضاعت ناچیز، این وبلاگ را تقدیم شما عزیزان نمایم. امیدوارم لطف حق بیش از پیش شامل این قلم شده و با عنایت خاص خود ضعف ها و کمبودهای معنوی و عملی نویسنده را در تاثیرگذاری نوشته اش دخالت ندهد. ما را از نظرات خود بی نصیب نگذارید.


آمار بازديدكنندگان

خبرنامه

براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :



لينك دوستان



رهروان شهادت
انتشارات سمیع
نور ولایت
محمد باقر پورامینی
نگین شهر طبس
دست نوشته
نویسه
شب شکن
کلبه ی فرهنگی آقای نودهی
(طاووس بهشت)
ولایت نور


کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by profreza.blogfa.com
This Themplate Designed By Sasan Nobakht