تبليغاتX
منظومه دانش
امام کاظم (ع) فرمودند: مؤمن همانند دو كفّه ترازو است ، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد
منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

رضا
رضا
حسین


موضوعات

اجتماعی
کرامات
علمی
اخلاقی
اهل بیت


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


لينكدوني


فرهنگ واژگان فارسی
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
پایگاه آیت الله مکارم شیرازی
پایگاه مقام معظم رهبری
روزنامه جام جم
پخش مستقیم از حرم آقا امام حسین (ع)
نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها
فال حافظ
تبیان


آرشيو لينكدوني


طراح قالب

طراح قالب : ساسان نوبخت

www.iroweb.com


» نکاتی علمی از وجود بیکران قرآن «

 

بزرگ شدن جهان

 

                  ] وَالسَّماءَ بَنَينهَا بِأَييدٍ وَ إنَّا لَمُوسِعُونَ (سوره الذّاريات-47) [  

        « و ما آسمان را به قدرت واسعه بنا نهاديم و ما  يگانه وسعت بخشنده ي خلقت هستيم.»

 

کلمه آسمان در بيشتر قسمتهاي قرآن کريم به عنوان کهکشان هم مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين آيه بيان مي شود که کهکشانها و جهان همواره در حال بزرگ شدن و وسعت پيدا کردن مي باشد، اين مطلب هم در اوايل قرن20 به اثبات رسيد.

در اوايل قرن 20 تنها ايده اي که در اين مورد بر تمام جهان حکومت مي کرد ، نظريه بدون تغيير بودن جهان و ثابت بودن کهکشانها بود ، وليکن هم اکنون تحقيقات علمي به کمک جديدترين تکنولوژي هاي روز به اين نتيجه رسيده اند که جهان داراي ابتدا و مقدمه بوده وهمواره در حالت تغيير و به سوي بزرگ شدن مي باشد.

اين تئوري و ايده که جهان داراي ابتدا بوده و بدون هيچ وقفه اي در حال بزرگ شدن مي باشد در اوايل قرن 20 توسط دانشمند و فيزک دان روسي اَلِکساندر فِريدمَن و محقق بلژيکي گيورگ الِمِتر به صورت يک نظريه بيان شد و در سال 1929 با تحقيقات ستاره شناس آمريکايي اِدوين هابل به صورت رسمي به ثبت رسيد. اين ستاره شناس با مشاهده مستمر کهکشانها توسط تلسکوپ بسيار قوي، به اين مطلب پي برد که ستاره ها و کهکشانها همواره از هم دور و از يکديگر فاصله مي گيرند، اگر در نظر بگيرم که کهکشانها از يکدگر به طور دائم در حال فاصله گرفتن مي باشند پس جهان که از همين کهکشانها تشکيل شده مرتب در حال بزرگ شدن مي باشد.

نکته جالب اين است که اگر ما زمان را به عقب برگردانيم به همان نقطه اوليه که در مبداء خلقت بوده مي رسيم.

  

حرکت کوهها

در چند آيه قرآن کريم در باره کوهها ميفرمايد که کوهها در حقيقت بر خلاف آن چه به نظر ما مي رسد ثابت نيستند و همواره داراي حرکت مستمر مي باشند.

] وَ ترَي الجِبَالَ تحسَبُهَا جَامِدَة وَ هِي تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب .... (سوره النمل-88) [  

   «کوهها را بنگري، و آنها را ساکن و جامد تصوّر مي کني، در صورتي که مانند ابر درحرکتند ....» 

 

حرکت کوهها درحقيقت حرکت سطح زمين مي باشد که کوهها بر روي آن قرار دارند. همانطور که مي دانيم زير سطح زمين مواد مذاب و مايع قرار دارند که دائماً در حرکتند. در قرن 20 زمين شناس آلماني آلفِرد ونِگِنر نظريه اي را مطرح کرد که قارههاي زمين در ابتداي به يکديگر متصل و کناريکديگر بوده اند و بعد از گذشت چندين قرن به دليل حرکت در جهت هاي مختلف از يکديگر فاصله گرفتند و دور شدند. دانسمندان تنها بعد از گذشت 50 سال يعني در سال 1980توانستند اين مطلب را به اثبات برسانند. پس از بررسي هاي مستمر پژوهش گران اين نظريه در سراسر جهان به عنوان يک کشف بسيار مهم در عرصه زمين شناسي بدين شکل به اثبات رسيد:

« سطح زمين که از قشر فوقاني و قشر دروني تشکيل شده داراي ضخامتي در حدود 100کيلومتر مي باشد و داراي قسمتهاي مختلفي مي باشد که طبقه ناميده مي شوند، شش طبقه بزرگ و بيشمار طبقه کوچک وجود دارند که اجزاي داخلي آن را تشکيل مي دهند؛ بر طبق اين تئوري که به تئوريه طبقه ها يا تئوريه لايه شناخته مي شود، طبقه هاي زمين که قاره ها و اقيانوس ها را بر روي خود تحمل مي کنند داراي حرکت مي باشند و ميزان اين حرکت هم اندازه گيري شده است که بر اساس آن هر قاره در هر سال درحدود 5-1 سانتيمتر حرکت و جابجايي دارد بر اثر اين حرکت سطح زمين دائمأ در تغيير شکل مي باشد.»

جالب است که به کشف علمي که به نام  Continental Drift شناخته شده مي باشد از همين کلمه که به معني حرکت به  صورت ابر مي باشند  گرفته شده است که بهترين گزينه براي اين مطلب مي باشد.

 

سقوط ستاره در چاله و آمدن آن در قرآن

 ]و النجم اذا هوی (نجم 1) [  

« قسم به ستاره چون فرو آید»

هَوی  فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است. يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره. («خُرُور» بمعنی: فرو افتادن با سر يا پيشانی است  «حَطّ» بمعنی: فرود آمدن يا فرود آوردن يا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپيما و پرنده)  «هُبُوط» بمعنی: دچار اشکال و ايراد شدن و از بالا به زمين فرو افتادن يا سرنگون شدن است. برخی اشتباهاً از اين واژه برای فرود آمدن هواپيما استفاده می کنند. برای بيان فرود آمدن هواپيما ميبايست از جمله از واژه حَطّ استفاده شود)  « سقوط » بمعنی: فرو افتادن چيز بدرد نخور يا چيزِ بحال خود رها و ول  می شود است. مانند: سرنگون شدن يک رژيم بدرد نخور يا ميوه خراب شده «  نزول » بمعنی: پائين آمدن است  و « اِنهيار» بمعنی: فرو ريختن ناشی از پوکی است.

نکته آيه "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره " است:

وقتی ستاره ای خيلی بزرگ باشد، (بيش از 100000 برابر زمين باشد) نيروی جاذبه و فشار در ستاره نوترونی آنقدر زياد می شود که نوترونها تحت فشار خرد می شوند و ماده در هم می شود و به چاله تبديل می شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتريکی است که جرم آن تقريباً مساوی پروتون است و در کليه هسته های اتمی بجز هسته هيدروژن وجود دارد.

 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387

لينك ثابت


» یک سوال؟ «

 

چرا خداوند شیطان را آفرید ؟

 

بسيارى مى پرسند: با اين كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فريب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشيار، زرنگ ، كينه توز، پرفريب و مصمم . چرا او را آفريد؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسيدن به سعادت ، از طريق بندگى خود آفريده ، وجود شيطان كه يك موجود ويران گر و ضد تكامل است چه دليلى مى تواند داشته باشد؟

در پاسخ مى توان گفت : اولا، خداوند شيطان را از آغاز آفرينش انسان نيافريد، چون خلقت او از اول پاك و بى عيب بود و به همين دليل ساليان درازى در ميان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرينش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغيان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گرديد و لقب شيطان گرفت .

ثانيا؛ اگر اندكى فكر كنيم خواهيم دانست كه وجود شيطان ، اين دشمن خطرناك نيز كمكى است به پيشرفت و تكامل انسان ها و براى آن كسانى كه ايمان دارند و مى خواهند راه حق را بپيمايند وجود او مضر و زيان آور نيست ، بلكه پيشرفت و تكامل آنان است .

راه دور نرويم هميشه نيروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت ، جان مى گيرند و سير تكاملى خود را مى پيمايند، وجود يك دشمن قوى در مقابل انسان باعث پرورش و ورزيدگى او مى گردد. هم چنين هميشه در ميان تضادها بالندگى و رشد معنا پيدا مى كند، هيچ موجودى راه كمال را نمى پويد مگر اين كه در مقابل دشمن نيرومندى قرار گيرد.

به عبارت ديگر، انسان تا در برابر دشمن نيرومند و با قدرت قرار نگيرد هرگز نيرو و نبوغ خود را بروز نمى دهد و به كار نمى اندازد، همين وجود دشمن مايه جنبش هر چه بيشتر انسان و ترقى او خواهد بود. مثلا فرماندهان و سربازان ورزيده و نيرومند، كسانى هستند كه در جنگ هاى بزرگ ، با دشمنان سخت در گير بوده اند. سياست مداران با تجربه و پر قدرت ، آنهايى هستند كه در بحران هاى سخت سياسى با دشمنان نيرومند دست و پنجه نرم كرده اند.

قهرمانان بزرگ ، كسانى هستند كه با حريفان نام آور و سخت ، زور آزمايى كرده اند؛ بنابراين ، چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گير در برابر شيطان ، روز به روز قوى تر و نيرومندتر شوند. دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود ميكرب هاى مزاحم مى گويند: اگر آنها نبودند، سلول هاى بدن انسان در يك سستى و بى حالى فرو مى رفتند و احتمالا رشد و نمو انسان از 80 سانتى متر تجاوز نمى كرد و همگى به صورت آدم هايى كوتوله بودند و به اين ترتيب ، انسانهاى كنونى با مبارزه جسمانى با ميكرب هاى مزاحم ، نيرو و نمو بيشترى كسب كرده اند.

هم چنين است روح انسان در مبارزه با شيطان ، گر چه او در برابر اعمال خلاف و زشت خود مسئول است ، ولى وسوسه هاى او براى بندگان خدا و آنهايى كه مى خواهند در راه حق قدم بردارند ضرر و زيانى نخواهد داشت ، بلكه به طور غير مستقيم براى آنها ثمر بخش خواهد بود.

 

 

شیطان درکمین گاه/ نعمت الله صالحی

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387

لينك ثابت


» تلنگر «

واقعیت هـای پنهان

 

برادر بزرگوار واستادم مرحوم آقای حاج شیخ علی حیدری، رحمه الله-که مردی ملّا و با تقوا بود فرمود: سالی که در منی آتش سوزی رخ داد، فردی از اهالی اطراف کاشان که به مکه مشرف بود، پس از بازگشت برایم نقل کرد: آتش سوزی ظهر بود و مردم فراری شدند . من هم فرار کردم، بی هدف می رفتم و هلیکوپترها از بالا صدا می زدند که به کوهها فرار کنید. من بیابان را گرفتم رفتم، خسته و تشنه شدم، نشستم، دیدم مثل اینکه خیلی از منی دور شده ام و راه را گم کرده ام. دیگر غروب شده بود، گریه کردم و به آقا امام زمان توسل نمودم. ناگاه سواری دیدم، به زبان فارسی با من حرف زد و دستم را گرفت و پشت سر خود سوارم کرد و دستش را گذاشت روی پای من و با من صحبت می کرد، رسیدیم به جایی که خیمه های سوخته و معدودی آدم دیده می شد، اما حیوانات مختلف در هم لولیده بودند، آقا فرمود: برو پایین همین جاها دوستان خود را پیدا می کنی. گفتم: آقا اینها که... آقا نگذاشت بگویم، فرمود همین جاها هستند. دستم را گرفت، پایین آمدم، دیدم همه انسان و آدمند در بین آن ها اهل کاروان و همراهان خود را دیدم. ریختند دورم که کجا بودی، من متحیر گفتم: شما کسی را ندیدید این جا، گفتند: چرا، الان یک سوار این جا آمد، تعجب کردیم، دیدیم یک روباه پشت سر او نشسته است، ولی حالا آن سوار و روباه نیست، فهمیدم که خودم نیز چگونه ام . این جسارت نیست، باید دید چی بر ما مسلط است؛ اخلاق و اوصاف و ملکات ربوبی و ملکی یا رذایل حیوانی و نفسانی.

 

حکایات دیده های برزخی/ سید محمدحسن جواهری

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه دوم خرداد 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : خدای بزرگ را سپاس که توفیقش را نصیب بنده ساخت تا به رغم بضاعت ناچیز، این وبلاگ را تقدیم شما عزیزان نمایم. امیدوارم لطف حق بیش از پیش شامل این قلم شده و با عنایت خاص خود ضعف ها و کمبودهای معنوی و عملی نویسنده را در تاثیرگذاری نوشته اش دخالت ندهد. ما را از نظرات خود بی نصیب نگذارید.


آمار بازديدكنندگان

خبرنامه

براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :



لينك دوستان



رهروان شهادت
انتشارات سمیع
نور ولایت
محمد باقر پورامینی
نگین شهر طبس
دست نوشته
نویسه
شب شکن
کلبه ی فرهنگی آقای نودهی
(طاووس بهشت)
ولایت نور


کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by profreza.blogfa.com
This Themplate Designed By Sasan Nobakht