تبليغاتX
منظومه دانش
امام کاظم (ع) فرمودند: مؤمن همانند دو كفّه ترازو است ، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد
منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

رضا
رضا
حسین


موضوعات

اجتماعی
کرامات
علمی
اخلاقی
اهل بیت


آرشيو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


لينكدوني


فرهنگ واژگان فارسی
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
پایگاه آیت الله مکارم شیرازی
پایگاه مقام معظم رهبری
روزنامه جام جم
پخش مستقیم از حرم آقا امام حسین (ع)
نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها
فال حافظ
تبیان


آرشيو لينكدوني


طراح قالب

طراح قالب : ساسان نوبخت

www.iroweb.com


» عنایت فاطمی «

 

 

بسمه تعالی

 

خاطره ای از یک عنایت

این کرامت را بدین جهت بازگو می کنم که دوستداران اهل بیت، خصوصاً جوانان در گرفتاری ها بیشتر به این خانواده، مخصوصاً حضرت فاطمه زهرا(س) روی آورند.

برای اطلاع بیشتر شما عزیزان بیننده گزیده ای از بیماری مادرم را ذکر می کنم:

مادر صبورم 7 سال بیمار و زمینگیر و ناتوان از راه رفتن بود یکی از پاهای ایشان کاملا از کار افتاده و فلج شده بود.  و مهره های( 10،11،T( 12و(1) L  در زمان بمباران جنگ تحمیلی آسیب دیده بود و دیگر به مرز له شدگی و پوسیدگی رسیده و کمر و گردن ایشان هم دچار مشکلات شدیدی گشته بود . پس از مدارا کردن چندین ساله با بیماری، ایشان کاملا ناتوان شده و حرکت شان تنها با ویلچر انجام می گرفت. روز به روز حالشان، بدتر و ناامید شدن دکترها، بیشتر. پزشکان متفق القول بودند که عمل جراحی برروی ایشان ریسکی است خطرناک و باید به همین منوال با بیماری و زمینگیری همچنان مدارا کنند. بنابراین ناچارا برای حفظ روحیه و شاید بهبودی نسبی توصیه به فیزیوتراپی های سخت می شد. که به تعداد جلسات زیاد،( 200 الی 300 جلسه باید انجام می گرفت)، و این کار تا قبل از شفا ادامه داشت اما متاسفانه هیچ حرکتی، از پا و انگشتانشان دیده نمی شد. و حتی درمان های مختلف دارویی، کار درمانی، آب درمانی جوابگو نبود. روزها و سالها به همین منوال می گذشت تا شب قبل از میلاد آقا رسول الله( 16 ربیع الاول 1428 و مقارن با 16 فروردین 1386) فرارسید.

آن شب مادرم مانند شبهای قبل به دعا و نیایش می پرداخت و برای فرج آقا و برای رفع مشکلات و گرفتاری های مردم عمیقاً دعا می کرد. و بی تاب بود. صبح فرار رسید، هنوز حال مادرم منقلب بود و من هم باید به دانشگاه می رفتم (اتفاقاً آن روز هم بالاجبار باید صبح باید به دانشگاه می رفتم.)پدرم هم باید به محل کار می­رفت، نگران بودم و نمی دانستم که چه کنم . در این چند ساعتی که کنار مادرم نیستم  چه کسی به او رسیدگی خواهد کرد. چون صبح ها اکثراً من از ایشان پرستاری می کردم . اما آن روز، تصمیم گرفتم با تمام ارادتی که به مادر دارم، به سر کلاس درس بروم. در راه از کاری که کرده بودم پشیمان بودم. پس از پایان کلاس سریعاً به طرف منزل حرکت کردم وقتی به نزدیکی خانه­ی مان رسیدم دلم لرزید آخر چه می­دیدم؟ درب منزل باز بود بسیار بی قرار و پریشان شدم رفت و آمد و سروصدا، و گریه های داخل منزل چه معنایی داشت؟ خدایا، نکند مادرم از دنیا رفته باشد. به داخل حیاط رفتم گریه های مداوم پدرم که از سر شوق و ناباوری بود بر نگرانی ام افزود. یعنی چه شده!؟ ای کاش مادر را تنها نگذاشته بودم هاج و واج بودم رفتم به سمت پدرم و گفتم چه شده ؟ پدرم که به سختی صحبت می کرد گفت: رضا جان مژده دهم که خداوند تبارک و تعالی مادرت را به واسطه بی بی دوعالم، حضرت فاطمه زهرا(س) شفا داده و دیگر از جای خود بلند شده و با پاهای خود راه می روند. در حالی که  بهت زده  و حیرت زده بودم نزدیک پله ها که در راهرو قرار داشت رسیدم ، مادرم را در حالتی که بسیار منقلب و گریان بود دیدم این بار خودشان به استقبالم آمدند و مرا در آغوش گرفتند شوکه شده بودم، راستی عنایتی رخ داده بود همان جا سجده شکر به جای آوردم و دست و پای متبرک شده ایشان را که با این معجزه نورانی ( و با عنایت حضرت زهرا (س) ) شفا گرفته بود می بوسیدم از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم و می گریستم در آن لحظات پس از شکرگزاری خداوند متعال فهمیدم تا زمانی که زنده هستم نمی توانم شکرانه ی این نعمت و کرامت و موهبت رخ داده را به جای آورم. و برایم تعیین حاصل شد تا زمانی که خداوند بزرگ صلاح ندانند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و قطعاً روزی پس از هر سختی آسانی پدیدار خواهد شد. و بسیارخوشحال ترم که مادر عزیزم ، خانواده­ام و دوستان و اقوام از این آزمایش سر بلند بیرون آمدند و هیچ گاه زیباترین و پر معنویت ترین و رویایی ترین صحنه عمرم را ازیاد نخواهم برد و طبق توصیه حضرت فاطمه زهرا(س) که به مادرم سفارش نموده اند، از عمق وجودم برای فرج آقا امام زمان (عج) دعا می کنم. انشاء الله که تمامی بیماران به زودی رخت عافیت بر تنشان پوشانده شود و حاجت تمام حاجتمندان به لطف الهی و به برکت این خاندان پر سخاوت و کرامت روا گردد.

 

با آرزوی زیارت و شفاعت و تعجیل در فرج مهدی فاطمه (س) صلوات

(التماس دعا)

 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387

لينك ثابت


» داروخانه معنوی «

باز هم آمدم با مطالب پر و پیمون تر، امیدوارم مورد توجه و عنایت شما قرار بگیرد. و مفید واقع شود.

 

تاثیر نماز بر بیماری های پوستی

 

 

هر چند می توان در بعد نمادین و از دیدگاه زیبایی شناسی ، مسح سر و پا در پایان وضو را سمبلی جسم ، از سر تا پا و از فرق تا قدم به حساب آورد و به عنوان عاملی در یاد آوری پیوسته مسلمانان مبنی بر نظافت تمام بدن تلقی كرد، اما در باره بیماری ها نیز می توان به نكاتی چند توجه نمود .

پاها و سر انسان بر خلاف دست و صورت، از اعضایی هستند كه در بخش قابل توجهی از شبانه روز پوشیده هستند، تا حدی كه حتی خود نیز معمولا توجه كمی به آنها دارند .(۱)

اما امروزه دانش بشر، گروهی از بیماری ها را می شناسد كه شروع تظاهرات این بیماری ها از پوست سر و پاهاست، به عنوان مثال برخی بیماری های قارچی پوست از حد فاصل میان شست و دیگر انگشتان پا آغاز می گردد كه اتفاقا درست محل این ناحیه، مسح واجب دارد و به همین ترتیب مسح سر نیز می تواند توجه انسان را به آلودگی یا ضایعه عفونی در مو و پوست سر توجه دهد و در نتیجه انسان را برای رفع آن به اقدام وادارد.

در ضمن وجوب مسح سر و پا فرصتی است برای برداشته شدن پوشش پا و سر و در معرض هوا و اكسیژن قرار گرفتن این اعضاء كه علاوه بر شادابی پوست، به نوبه خود مانع رشد ارگانیزم های بی هوازی در منافذ پوست خواهد شد.

البته لازم به توجه است كه بسیاری از بیماری های پوست (به ویژه عفونت ها) بوسیله غسل های متعدد اعم از واجب و مستحب كه شخص نمازگزار در طول زندگی خود به جا می آورد، قابل پیشگیری هستند كه برای پرهیز از اطاله كلام تنها به همین اشاره بسنده می كنیم.

 

پی نوشت:

.1 پوشش پا به صورت جوراب و كفش امروزه در اكثر فرهنگ ها متداول شده است و پوشش سر به صورت های مختلف از چادر و عمامه گرفته تا كلاه و روسری از دیر باز معمول بوده است

 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

لينك ثابت


» جملات طلایی «

سلام

تصمیم گرفتم برای شروع کار چند سری، جملات قصار بزرگان را برایتان بگذارم. امیدوارم استفاده کنید.

 

کسی که حرف میزند میکارد و آنکه میشنود درو میکند.     امام علی(ع)

داناترین مردم کسی است که دانش مردم را با دانش خود جمع کند.     پیامبر اسلام(ص)

آنچه خوری به جسم تو رسد. آنچه صدقه دهی به روح تو رسد و آنچه بگذاری به دیگری رسد.    جالینوس

احمق ها از گذشته حرف میزنند، دیوانه ها از آینده و عقلا از حال.     ناپلئون

قطره آبی که از اقیانوس جدا میشود ممکن است چندی راحت به سر برد اما قطراتی که در اقیانوس هستند هیچگاه راحت نمی نشینند.      گاندی

کار روز را کوتاه و عمر را دراز می کند.     دیدرو

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387

لينك ثابت


» سلام «

با سلامی به گرمی آفتاب و به وسعت ایران زمین

ما هم به جرگه وبلاگنویسان ایرانی پیوستیم. امیدوارم جای کسی رو تنگ نکنم. چون اولین پست منه، بنابراین سال جدید رو هم به همه تبریک میگم! وبلاگم مطمئناً مطلوب شما واقع میشود در آینده نه چندان دور!

این شما و این هم منظومه دانش...

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387

لينك ثابت



مطالب پيشين


منوي كاربري

Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : خدای بزرگ را سپاس که توفیقش را نصیب بنده ساخت تا به رغم بضاعت ناچیز، این وبلاگ را تقدیم شما عزیزان نمایم. امیدوارم لطف حق بیش از پیش شامل این قلم شده و با عنایت خاص خود ضعف ها و کمبودهای معنوی و عملی نویسنده را در تاثیرگذاری نوشته اش دخالت ندهد. ما را از نظرات خود بی نصیب نگذارید.


آمار بازديدكنندگان

خبرنامه

براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :



لينك دوستان



رهروان شهادت
انتشارات سمیع
نور ولایت
محمد باقر پورامینی
نگین شهر طبس
دست نوشته
نویسه
شب شکن
کلبه ی فرهنگی آقای نودهی
(طاووس بهشت)
ولایت نور


کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by profreza.blogfa.com
This Themplate Designed By Sasan Nobakht