تبليغاتX
منظومه دانش
امام علی (ع) فرمودند: در تغيير و دگرگونى حالات و حوادث ، فطرت و حقيقت اشخاص شناخته مى شود
منوي اصلي

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

قالب وبلاگ


نويسندگان

رضا


موضوعات

کرامات
علمی
اخلاقی
اهل بیت


آرشيو ماهانه

تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


لينكدوني


فرهنگ واژگان فارسی
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
پایگاه آیت الله مکارم شیرازی
پایگاه مقام معظم رهبری
روزنامه جام جم
پخش مستقیم از حرم آقا امام حسین (ع)
نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها
فال حافظ
تبیان


آرشيو لينكدوني


آمار وبلاگ

تا به حال نفر از اين وبلاگ بازديد كرده اند كه كاربر آنلاين در وبلاگ هستند .


طراح قالب

طراح قالب : ساسان نوبخت

www.iroweb.com


» معجزه امام علی(ع) «

 

تكلم خورشید با علی (علیه السلام)

 

 

ابوذر گفت : رسول خدا (ص ) به على (ع ) فرمود: هنگامى كه فردا صبح وقت طلوع آفتاب شد، به صحراى بقيع برو و بر روى جاى بلندى بايست ، وقتى كه خورشيد طلوع كرد، بر او سلام كن . همانا خداوند تعالى او را امر كرده كه تو را پاسخ گويد بدان چه كه در وجود توست . هنگامى كه فردا صبح شد، اميرالمؤ منين (ع ) در حالى كه ابوبكر و عمر و جماعتى از مهاجرين و انصار همراهش بودند، بيرون آمد تا اين كه به بقيع رسيده و بر بالاى منبر بلندى ايستاد.

وقتى كه خورشيد طلوع كرد، فرمود: سلام بر تو اى آفريده جديد خدا و مطيع او. پس صدايى از آسمان شنيده شد كه گوينده اى مى گفت : و سلام بر تو باد اى اول ، اى آخر، اى ظاهر، اى باطن ، اى كسى كه بر همه چيز دانايى . در اين حال ، عمر و ابوبكر و مهاجر و انصار سخن خورشيد را شنيدند و بى هوش شدند و پس از مدتى به هوش آمدند. در حالى كه اميرالمؤ منين (ع ) از آن جا بازگشته بود و آنان نيز برخاستند و به سوى رسول خدا (ص ) آمدند و گفتند: يا رسول الله ، ما درباره على (ع ) مى گوييم انسانى است مثل ما، ولى خورشيد او را خطاب كرد آن طور كه خداوند خودش را خطاب كرده .

پيامبر فرمود: چه شنيديد از او؟

گفتند: شنيديم كه خورشيد گفت : سلام بر تو اى اول .

فرمود: راست گفت : او اول كسى است كه به من ايمان آورد.

گفتند خورشيد گفت : اى آخر.

فرمود: راست گفت ، او آخرين كسى است كه متعهد امر من مى شود و مرا غسل مى دهد و كفن مى كند و در قبرم مى گذارد.

گفتند: شنيديم خورشيد گفت : اى ظاهر.

فرمود: راست گفت ، او آن كسى است كه علم مرا ظاهر مى كند.

گفتند: شنيديم مى گفت : اى باطن .

فرمود: راست گفت ، همه سر مرا پنهان مى سازد.

گفتند: شنيديم مى گفت : اى كسى كه به همه چيز دانايى.

فرمود: راست گفت ، او داناترين فرد است نسبت به حلال و حرام و سنن و واجبات و آن چه شبيه آن است.

پس برخاستند و گفتند: محمد ما را در تاريكى شديدى انداخته است و از در مسجد خارج شدند.

التماس دعا

 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه چهاردهم تیر 1388

لينك ثابت


» السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده «

 

سالروز شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) را به محضر آقا امام زمان (ارواحنافداه) و تمامی شیعیان واقعی آنحضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمایم

عروج ملكوتى يا پرواز نجاتبخش

 

 

امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمودند:

هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رحلت نمود، دو چيز گرانبها را در بين امّت خود به عنوان امانت قرار داد، كه يكى قرآن و ديگرى عترت و اهل بيتش عليهم السلام بود.

پس از آن به نقل از فاطمه زهراء عليها السلام حكايت فرمودند:

چند روزى پس از رحلت پدرم رسول خدا صلوات اللّه عليه ، ايشان را در خواب ديدم و اظهار داشتم: اى پدرجان ! تو رفتى و با رفتن تو ارتباط ما با عالم وحى قطع گرديد؛ و هنوز سخنم پايان نيافته بود كه در همين لحظات متوجّه شدم ، چندين نفر از فرشته هاى الهى نزد من آمدند و مرا به همراه خود

بالا بردند.

وقتى وارد آسمان ها شدم ، ساختمان هاى با شكوه و باغات بسيار سبز و خرّم را ديدم و چون به يكى از آن قصرهاى بهشتى نزديك شدم ، مشاهده كردم كه چندين حوريه از آن بيرون آمدند و مى خنديدند و به يكديگر بشارت مى دادند.

و من با ديدن چنان صحنه هاى سعادت بخش و دلنشين ، بسيار علاقه مند شدم كه نزد آن ها بمانم و برنگردم ؛ ليكن در همين حالت از خواب بيدار شدم .

سپس حضرت صادق عليه السلام به نقل از اميرالمؤ منين ، امام علىّ عليه السلام چنين فرمود:
ناگهان ديدم كه فاطمه زهراء عليها السلام حيرت زده و پريشان از خواب بيدار شد و مرا صدا زد، جلو رفتم و جريان را جويا شدم و چون آن مخدّره مظلومه ، خواب خود را برايم بيان نمود، از من عهد و پيمان گرفت كه چون رحلت نمايد كسى در مراسم تشييع و تدفين وى شركت نكند، مگر سه نفر از زنان به نام هاى:امّ سلمه ، امّ اءيمن و فضّه.

 و هشت نفر از مردان كه به نام هاى:

دو فرزندش ، حسن و حسين ، عبداللّه بن عبّاس ، سلمان فارسى ، عمّار ياسر، مقداد و ابوذر غفارى بودند.

حضرت امام علىّ عليه السلام در ادامه فرمود: و در آن شبى كه وعده الهى فرا رسيد و فاطمه زهراء عليها السلام در آن شب قبض روح گرديد، متوجّه شدم كه آن مظلومه ، بر عدّه اى تازه وارد سلام مى دهد و مى گويد)) :  وعليكم السّلام ((.

بعد از آن ، همسر مظلومه ام به من خطاب كرد و اظهار داشت :

يا علىّ! اين جبرئيل امين است كه بر من وارد شده و مرا بر نعمت هاى بهشتى بشارت مى دهد.
پس از گذشت لحظه اى ديگر، باز اظهار نمود)) :  و عليكم السّلام ((، و سپس به من خطاب نمود: اى پسر عمو! اين ميكائيل است كه بعد از جبرئيل بر من وارد شد.

در مرتبه سوّم دختر رسول خدا چشم هاى خود را گشود و اظهار داشت : و اين عزرائيل است كه اكنون وارد شد؛ و پدرم اوصاف و حالاتش را برايم گفته بود.

و بعد از آن عزرائيل را مورد خطاب قرار داد و گفت : سلام بر تو، اى گيرنده ارواح ! تعجيل نما و جانم را برگير، وليكن سعى كن مرا عذاب ندهى و جانم را به سختى نگيرى .

و سپس به درگاه پروردگار متعال چنين اظهار نمود: بار خداوندا! من به سوى رحمت و بركات تو مى آيم ، نه به سمت آتش و عذابِ دردناكى كه به معصيت كاران وعده داده اى .

و آن گاه ، آن بانوى ستمديده در حالى كه رو به قبله دراز كشيده بود چشم هاى خويش را بر هم نهاد و به عالم بقاء رحلت نمود.

                               (التماس دعا)

 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه ششم خرداد 1388

لينك ثابت


» نوروزتان پیروز «

 

نوروز

واژه عید (بر وزن بید) به معنای بازگشت و رجوع کسی یا چیزی به موطن و جایگاه اصلی خود می باشد که موجب می شود کسانی که منتظر این بازگشت می باشند شادمان و مسرور شوند . لذا امام باقر (ع) در دوران خلافت خلفای جور می فرمایند: در هر عیدی به خاندان عصمت بجای شادی و سرور غم و اندوه می رسد. راوی پرسید: چرا چنین است ؟ امام (ع) فرمودند:

لانهم یرون حقهم فی ید غیرهم

زیرا اهل بیت (ع) حقشان را در دست غیر خود (خلفای بنی امیه و بنی عباس ) می بینند و چه زیباست زبان حال امام سجاد (ع) که در کلام منظوم خود ضمن بیان غم و اندوهی که هر یک از خاندان عصمت ، متحمل شده اند می فرمایند:

یفرح هذا الوری بعیدهم و نحن اعیادنا ماتمنا

مردم همه به مراسم عید خود، شادان و مسرورند اما ما خاندان با هر عیدی که فرا می رسد، اندوهناکیم.

و الناس فی الامن و السرور و ما یامن طول الزمان خائفنا

چرا که مردم در امنیت و آسایش  به سر می برند ، اما در طول زمان هیچ یک از ما خاندان رنگ امنیت و آرامش را به خود نمی بیند.

 

روز نوروز 

گرچه اعیاد مشهور در احادیث، عید فطر و قربان و غدیر و جمعه ذکر شده اما روز نوروز نیز دارای ریشه و سند حدیثی است. چنانکه معلی بن خنیس می گوید : روز نوروز نزد امام صادق (ع) رفتم. حضرت فرمودند: آیا ماجرای این روز را می دانی؟ گفتم: مردم فارسی زبان، این روز را گرامی می دارند و در این روز به هم هدیه می دهند. امام صادق (ع) فرمودند: روز نوروز (روز اول سال) دارای سابقه ای دیرینه است.

یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ الله فیه مواثیق العباد أن یعبدوم و لا یشرکوا به شیئا و أن یومنوا برسله و حججه و أن یؤمنوا بالائمه(ع)

«روز نوروز روزی است که خداوند در آن روز از بندگان خود، عهد و پیمان گرفت که او را عبادت کنند و برای او شریک قرار ندهند و به رسولان و حجت های او و به ائمه (ع) ایمان آورند» و اولین طلوع شمس در این روز واقع شد و چون فرج نیز مقارن با این روز است لذا ما خاندان به روز نوروز به چشم درک فرج می نگریم . فارسی زبانان به عظمت نوروز پی بردند اما مردم عرب از آن غافل شدند. در حدیثی دیگر امام صادق (ع) می فرمایند: در روز عید نوروز، استحمام نموده و غسل نوروز بجای آور و بهترین و پاکیزه ترین لباس های خود را بپوش و از خوشبو ترین عطرها استفاده کن و این روز را روزه بگیر.

این حدیث با توصیه به گرفتن روزه، مراسم نوروز را خلاف مراسم متداول در این روز معرفی نموده و اذهان را متوجه این حقیقت می نماید که نوروز به اعتبار یاد آوری عهد و پیمان الهی و تجدید میثاق با اهل بیت(ع)، حائز اهمیت است و نکته مهم اینکه نوروز تنها یک روز است و سنت اسلام تعظیم این روز می باشد و احادیث مدح نیز ناظر به همین امر است اما ترویج خرافات، معاصی و هرگونه فسق و فجور در همه ایام ناپسند بوده و در ایام نوروز زشت تر است که در روایات به این موضوع اشاره شده است . چنانکه منصور دوانقی در عید نوروز مراسم خاصی به پا کرده و از امام کاظم(ع) خواست در این مراسم شرکت نماید و هدایای نوروزی را پذیرا شود . امام کاظم(ع) فرمودند:

انی قد فتشت الاخبار عن جدی رسول الله (ص) فلم أجد لهذا العید خبرا

من همه اخبار جدم رسول خدا را بررسی کردم و خبری از انجام این مراسم در آن مشاهده ننمودم.

و إنه سنه اللفرس و محاها الاسلام و معاذ الله نحیی ما محاه الاسلام

و این مراسم، سنت فارسی زبانان ( قبل از اسلام ) است که اسلام آن را کناز زد و پناه به خدا که بخواهیم آنچه را اسلام نابود نموده احیاء کنیم.

اباصلت هروی از امام رضا (ع) نقل می کند که فرمودند: مردی به نام عمرو از بزرگان قبیله تمیم به امیر المؤمنین(ع) گفت : اصحاب رس در چه دورانی می زیسته اند و محل  استقرار آنها کجا بوده و چه کسی بر آنها حکومت می کرده است؟ آیا رسولی بر آنها مبعوث شد و بالاخره علت هلاکت آنها چه بود ؟ خداوند در قرآن اصحاب رس را ذکر کرده امام ماجرای آنها را بیان ننموده است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: مطلبی را از من پرسیدی که قبل از تو کسی نپرسیده است. اصحاب رس ، قومی بودند که شجره ای به نام « شاه درخت » را می پرستیدند و از آن جهت به آنها اصحاب رس گفته اند که:

رسوا نبیهم فی الارض

پیامبر خود را در زمین مدفون نمودند، این مردم در کنار رود رس ، دوازده شهر داشتند که اسامی آنها چنین بود: آبان، آذر، دی ، بهمن، اسفند (اسفندار)، فروردین، اردیبهشت ، خرداد (ارداد) ، مرداد، تیر ، مهر و شهریور. بزرگترین شهر آنها اسفندار (اسفند) و پادشاهی که از نوادگان نمرود بود در آن زندگی می کرد و شاه درخت در این شهر قرار داشت اما مردم این درخت را در شهرهای دیگر نیز کاشته و در هر شهر درختی که نماد شاه درخت شهر اسفند بود وجود داشت که مورد پرستش قرار می گرفت. هر سال مردم در یک شهر جمع می شدند و گاو و گوسفند، قربانی می کردند و شعله های آتش بر می افروختند تا جائی که آسمان دیدیده نمی شد و شروع به گریه و تضرع می کردند. در اینجا بود که شیطان شاخه های درخت را به حرکت در می آورد و فریاد می زد که خوشحال شوید که من از شما راضی هستم . با شنیدن این صدا، رقص و شراب خواری و ... آغاز می شد و سالی که نوبت به شهر اسفند می رسید که شاه درخت در آن قرار داشت، همه مردم از سایر نقاط به این شهر آمده و دوازده راه به تعداد شهرها بنا می کردند و پس از عبادت به ذبح گاو و گوسفند مشغول می شدند و سپس با شنیدن صدای شیطان که آن را آوای شاه درخت می پنداشتند به لهو و لعب پرداخته و دوازده روز که تعداد دوازده شهر بود به این مراسم ادامه می دادند. در اینجا بود که خداوند پیامبری مبعوث نمود تا آن ها را از ظلمت و ضلالت نجات دهد و چون مردم پس از سال های متمادی حرف او را قبول ننمودند، درروز عید بزرگ ، نزد مردم حاضر شد و از خداوند خواست قدرتش را به آنها نشان دهد. خداوند دعوت پیامبر خود را اجابت و شاه درخت را خشک نمود. مردم دو دسته شدند. گروهی گفتند: این کسی که خود را رسول خدا می داند ساحر است و برخی گفتند: غضب شاه درخت است که از وجود این رسول ناراحت است لذا تصمیم به قتل رسول الهی گرفتند و بدین منظور، لوله هایی از قلع ساخته و آن را به رودخانه متصل نموده و رسول خدار را در آن جای داده و سر لوله را بستند تا شاه درخت از آنها راضی شود و دوباره سر سبز و خرم گردد. پیامبر الهی در آن مکان تنگ و دشوار ندا داد:

سیدی قد بری ضیق مکانی و شده کربی فرحم ضعف رکنی و قله حیلتی و عجل بقبض روحی و لا تؤخر إجابه دعوتی

پروردگارا تنگنا و دشواری حالتم را می بینی ، به ضعف و ناتوانی و بیچارگی ام رحم کن و زودتر مرا بمیران و در مرگم تأخیر نکن. خداوند، پیامبر خود را قبض روح نمود و به جبرئیل فرمود: این مردم می پندارند که صبر و مدارای من سبب ایمن ماندن از مکر من است تا غیر مرا پرستیده و رسول مرا بکشند. آیا می توانند از غضب من فرار کنند و از حکومت من بگریزند؟ هرگز! در اینجا بود که طوفانی شدید آغاز شد و زمین زیر پایشان گداخته و قرمز شد و آنها را در خود ذوب نمود. پس باید به خداوند از غضب و انتقامش پناه برد و بدانیم که تنها راه نجات از عذاب الهی روی آوردن به طاعت و بندگی اوست. از مجموع احادیث اهل بیت(ع) به خوبی فهمیده می شود که روز نوروز به اعتبار رموز و اسراری که به برخی از آنها اشاره نمودیم روز خجسته و نیکویی است که یاد آور عهد عالم ذر بوده و مشوق اهل ایمان در وفای به عهد الهی و درک فرج است، اما مراسم نوروزی که مطابق با مراسم اصحاب رس و عدم رعایت دستورات و تکالیف دینی باشد، مورد مذمت قرار گرفته است.



 

نوشته شده توسط رضا در شنبه یکم فروردین 1388

لينك ثابت


» شیعه شناسی «

 

زیارت اربعین نشانه­ی مؤمن

با توجه به شرایط برخی حاکمان معاصر ائمه(ع) امکان ابلاغ دستورات دینی و اجتماعی به شیعیان به طور مستقیم وجود نداشت و امام معصوم (ع) ناچار به تقیه از خلفای جور و جاسوسان آنها بودند. بنابراین موضوع، روایات و احادیثی که از معصومین (ع) به ما می رسد را در دسته های مختلفی طبقه بندی می کنند . از جمله این دسته ، روایات و احادیثی است که در قالب زیارات و ادعیه می باشد . این بخش از روایات را می توان منبع کسب معارف صحیح شیعه و اعتقادات اصولی هر مسلمانی دانست که شامل توحید، نبوت، امامت و... می باشد و برای مثال می توان به موضوع لعن بر دشمنان اهلبیت(ع) اشاره کرد. ائمه بزرگوار ما این معارف کرانسنگ را که قادر به بیان آن در مجالس عمومی نبودند، در زیارات و ادعیه می گنجاندند و به شیعیان خاص خود تعلیم داده و آنان نیز به دیگران تعلیم می دادند تا آنکه به ما رسیده است. زیارت اربعین نیز از این دسته است. مطابق حدیثی از امام حسن عسکری (ع) مؤمن پنج نشانه دارد که از جمله آن زیارت اربعین است. در حدیث نکته لطیفی به چشم می خورد که امام(ع) می فرمایند این زیارت از نشانه های مؤمن است نه مسلمان. حال جای طرح این است که چه ویژگی و آموزه هایی در زیارت اربعین سبب شده است که این زیارت نامه نسبت به دیگر ادعیه ها و زیارتنامه ها به عنوان نشانه مؤمن مطرح شود؟

قبل از پرداختن به پاسخ این سوال جای تأمل در تفاوت مؤمن و مسلم وجود دارد. اصولاً با توجه به آیات قرآن کریم و احادیث معصومین(علیهم السّلام) بین مؤمن و مسلمان فرق است. مؤمن به کسی اطلاق می شود که وحدانیت به خدا و نبوت پیامبر و ولایت ائمه معصومین از امیر المؤمنین تا آخرین فرزندش حضرت حجه به الحسن(علیهم السّلام) ایمان داشته باشد. اما مسلمان کسی است که فقط به دو تای اولی اقرار میکند. واضح است که مؤمن به شیعه و مسلم به اهل تسنن اطلاق می شود.

مؤمن به کسی که فقط اطلاع دارد خدایی یا پیامبری است اطلاق نمیشود ، بلکه مؤمن کسی است که با همه وجود (و در رأس آن با قلب خود) تسلیم این واقعیت بشود و نسبت به آن حالت اقرار و رضا داشته باشد و همین حالت تفاوت میان اسلام و ایمان است . در قرآن کریم چنین می خوانیم:

«قالَتِ الاَعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنوا و لکِن قُولوا اَسلَمنا و لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قلوِبکُم(1)

«اعراب(بادیه نشین) گفتند: ایمان آورده ایم.(ای پیامبر) بگو: ایمان نیاورده اید بلکه بگویید اسلام آورده ایم و هنوز ایمان در قلب های شما وارد نشده است.»

امام صادق(ع) در پاسخ به شخصی که در مورد این آیه پرسیده بود فرمودند:

اَلا تَری اَنَّ الایمانَ غَیرُ الِاسلام(2). آیا نمی بینی که ایمان غیر از اسلام است.

منظور از اسلام در اینجا همان چیزی است که در فقه احکامی مانند طهارت بر آن مترتب می شود و به همین جهت می توان آن را «اسلام فقهی» نامید. این اسلام همان که با اظهار شهادتین به زبان محقق می شود و کاری به دل و قلب انسان ندارد.

حال به بحث اصلی خود که پاسخ به این سؤال است می پردازیم که چرا زیارت اربعین و درک مضامین آن نشانه ایمان است؟ اگر با نگاهی عمیق در زیارت اربعین بنگریم با مسئله مهمی به نام فلسفه شهادت امام حسین(ع) و قیام عاشورا مواجه می شویم.

واقعه ی عاشورا مهم ترین حادثه ی اسلام از صدر تاکنون است که سبب شده اسلام حقیقی تا امروز از بین نرود. اما همیشه این سؤال بزرگ در مقابل این واقعه ی عظیم مطرح است که امام حسین (ع) با وجود آگاهی باز سرنوشت خود و یاران و خانواده اش چرا پای به این معرکه گذارد. پس اگر توانایی پاسخ دادن به این سؤال را داشته باشیم، با معرفت کامل به عزاداری سیدالشهدا(ع) می پردازیم و با خارج شدن از شک و تردید نسبت به این مسئله ایمان خود را تثبیت می کنیم. اما برای پاسخ دادن به این سؤال باید از ایراد نظرات شخصی پرهیز کرد و به اهلش یعنی چهارده معصوم(علیهم السلام) رجوع کنیم. چرا که اهل بیت هر خانه نسبت به وقایع اتفاقیه در آن خانه نسبت به دیگران آگاه ترند و این یک قاعده کلی می باشد.

در زیارت اربعین که به روایت از امام صادق (ع) است می خوانیم:

«و بَذَلَ مُحجَتََهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ مِنَ الجَهاله و حَیرهَ الضّلالَه»

«خدایا! حسین خون پاک قلب خویش را در راه تو ریخت تا بندگانت از جهالت و سر گردانی وضلالت نجات یابند.»

توجه کنیم که منظور از بندگان، تا روز قیامت را شامل می شود.

امام صادق(ع) فلسفه­ی شهادت ابی عبدالله را عیان می کند و هر کسی تا روز قیامت از گمراهی و جهالت نجات پیدا کند مدیون حسین بن علی فرزند رسول خدا است. این است نشانه ی مؤمن: آگاهی از سرّ ِقیام حسین که همان آگاهی از راز نجات بشریت از هلاکتِ در ضلالت است.

اما فرد ضالّ و جاهل کیست که امام حسین (ع) برای نجات او از ضلالت و جهالت خود و یارانش را شهید در راه حق نمود. در آیات قرآن کراراً کلمه ی ضلالت دیده می شود. که در مقابل هدایت به چشم می خورد . خداوند در آیه ی 36 سوره نحل می فرماید:

«هر امتی را که خلق کردیم و در زمین قرار دادیم، یک رسول از جانب خود به میان آنها فرستادیم»

و همه­ی آنان پیام مشترکی داشتند : 1. عبادت پرودگار 2. اجتناب از طاغوت

دسته ای از مردم می پذیرفتند که هدایت شدگانند و دسته ای رد نموده که گمراهانند. بنا به روایات و احادیث ائمه هدی که بیان و تفسیر قرآن کریم می باشد، منظور از عبادت پروردگار ، قبول ولایت حجت زمان و اجتناب طاغوت به معنای بیزاری از طاغوت است. در واقع همان دو پایه ی مهم ولایت و برائت است. بنابراین از منظر قرآن فرد ضال کسی است که یا از ولایت حجت خدا سرباز نزند یا انکه ولایت را قبول کند؛ اما برائت و بیزاری را نپذیرد. اما جهالت مطرح شده به چه معناست؟ حدیثی از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) مطرح است که به تواتر در نزد شیعه و سنی منقول است و آن حدیث این است:

«مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ میَتَهً جاهِلیَّه»

«هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.»

همه ی ما می دانیم که این شناخت به صرف دانستن نام و نسب ایشان تحقق پیدا نمی کند. چرا که منکرین آن حضرت و غیر مسلمان هم چنین اطلاعی از ایشان می توانند داشته باشند . پس تعبیر«معرفت» در این حدیث شریف معنایی بالاتر از این حد را می رساند و هر کس متناسب با فهم و معرفت خویش ،این معنای بالاتر را ممکن است توضیح بدهد. تا اینجا هنوز اهمیت مسأله به قدر کافی برای ما روشن نیست. این اهمیت وقتی کاملا روشن می گردد که به احادیثی برخورد کنیم که در آنها هم نتیجه ی نشناختن امام بیان شده و هم اثر شناخت ایشان مانند این حدیث شریف از امام باقر (ع):

«کسی که بدون (معرفت) امام بمیرد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته و کسی که با معرفت امامش بمیرد مانند کسی است که همراه حضرت قائم (ع) در خیمه ی ایشان بوده باشد.»

حال که به اهمیت زیارت اربعین پی بردیم برماست که با مطالعه ی عمیق این زیارت و دیگر زیارات ائمه ی معصومین که کلاس معرفتی بی نظیری است و خدا این لطف را فقط به شیعه ارزانی داشته و اهل تسنن را به خاطر بی وفایی آنها نسبت به ائمه ی معصومین (ع) خصوصاً امام عصر (عج) بیفزاییم تا از این طریق الهی به سعادت برسیم.

پی نوشت:

(1). سوره حجرات/ آیه14

(2). اصول کافی/ ج 2/ ص 24

                                                                  

 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387

لينك ثابت


» انقلاب اسلامی «

 

30 سال عزت و اقتدار

 

از هفدهم تا 22 بهمن 57، ایران یکی از دوره های استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید . در این ایام، دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی مواجه بودند . دولتی که پشتوانه و عامل مشرعیت خود را از دست داده و از قدرت نظامی محروم گشته و با انقلابی عظیم روبرو بود. و دولتی دیگر متکی به رهبری انقلاب توده های میلیونی مردم که به جای قدرت نظامی ، تنها به ارتش مردم وابستگی داشت . با وسعت یافتن دامنه های انقلاب ، قرار بر این شد که سران ارتش پهلوی ، دست به کودتا زده و با به دست گرفتن قدرت ، انقلاب مردمی را سرکوب سازند . از این رو از ساعت چهار بعدازظهر روز 21 بهمن 57 ، حکومت نظامی اعلام شد.

پس از اعلان حکومت نظامی، حضرت امام خمینی (ره) اعلام کرد که مردم به حکومت نظامی اعتنایی نکنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مرکز دولتی و نظامی و انتظامی ادامه دادند و تقریباً تمام این مراکز با اندک درگیری و مقاومت ، تسخیر شد. به دست مردم افتاد . این درگیری ها در روز بعد نیز به شدت ادامه یافت و در این روز هزاران زن و مرد و پیر و جوان، هر یک به اندازه توان خود برای سرنگونی نهایی رژیم ظلم و جور، کوشش کردند . آنها با سنگربندی در خیابان ها، سینه سپر کردن در برابر تانک ها و با فداکاری و جانفشانی ، انقلاب را به پیروزی رساندند. نه فقط در تهران ، بلکه در تمامی شهرهای ایران، درگیری مردم با بقایای رژیم شاه جریان داشت.

هنگامی که خبر حرکت نیروهای نظامی از شهرهای مختلف ایران به سمت تهران برای سرکوب قیام مردم پخش شد، مردم شهرهای مسیر به درگیری با نیروهای نظامی پرداختند و با بستن راه، مانع حرمت آنها به سمت تهران شدند. برخی از فرماندهان رده بالای ارتش در این درگیری ها به دست مردم کشته شدند تا سرانجام، ارتش، بی طرفی خود را اعلام کرد.

روز سرنوشت فرا رسید و در 22 بهمن 1357، نظام پوسیده ستمشاهی فرو ریخت و ریشه های فاسد دودمان سیاه پهلوی از این کشور اسلامی کنده شد.

مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید و با سرنگونی نظام 2500 ساله شاهنشاهی، انقلاب شکوهمند  اسلامی ایران پیروز گردید.

 

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

لينك ثابت


» عبرت های عاشورا «

 

[انقلاب ما ، انقلاب ارزش ها بود]

 

همه ی کار انقلاب ما همین بود که در مقابل معیارهای باطل و غلط مادی جهانی بایستد و آن ها را عوض کند . دنیای امروز ، دنیای دروغ ، زور، شهوترانی و دنیای ترجیح ارزش های مادی بر ارزش های معنوی است.

دنیا این است. مخصوص امروز هم نیست قرن هاست که معنویت در دنیا رو به افول و ضعف بوده است . قدرتمندها تلاش کردند معنویت را از بین ببرند.

صاحبان قدرت ، پول پرست ها و سرمایه دارها یک نظام و بساط مادی در دنیا چیدند که در رأس آن قدرتی مثل قدرت آمریکاست که از همه دروغگو تر ، فریبگر تر ، بی اعتنا تر نسبت به فضایل انسانی و بی رحم تر نسبت به انسان هاست . چنین قدرتی در رأس است و دوستان او هم در مراتب بعد قرار می گیرند. این وضع دنیاست . انقلاب اسلامی یعنی زنده کردن دوباره اسلام. زنده کردن « إن أکرمکم عندالله أتقیکم » و انقلاب آمد تا این بساط و این تربیت غلط جهانی را بشکند و یک تربیت جدیدی درست کند. اگر تربیت جهان ، تربیت مادی باشد ، معلوم است که افرادی شهوتران ، فاسد ، رو سیاه و گمراه مثل محمدرضا باید در رأس کار باشند و یک انسان با فضیلت و منور مثل امام بایستی یا در زندان و یا در تبعید باشد. در چنان وضعیتی در جامعه جای امام نیست. وقتی زور ، فساد ، دروغ و بی فضیلتی حاکم است، آن کسی که دارای فضیلت ، صدق ،نور عرفان و توجه به خداست جایش یا زندان هاست و یا در مقتل و مذبح و گودال قتلگاه است . وقتی کسی مثل امام بر سر کار آمد یعنی ورق برگشت . شهوترانی، دنیا طلبی و وابستگی و فساد در انزوا رفت و تقوا ، زهد صفا و نورانیت ،جهاد ، دلسوزی برای انسان ها ، رحم و مروت و برادری و ایثار و از خود گذشتگی روی کار آمد. امام که روی کار می آید یعنی این خصلت ها و این فضیلت ها روی کار می آید. این ارزش های مطرح می شود.

اگر این ارزشها را نگهداشتید نظام امامت باقی می ماند. آن وقت امثال حسین بن علی (ع) دیگر به مذبح برده نمی شوند . اما اگر این ها را از دست دادیم چه؟ اگر روحیه بسیجی را از دست دادیم چه؟ اگر به جای توجه به تکلیف و وظیفه و آرمان الهی به فکر تجملات شخصی خودمان افتادیم چه؟ اگر جوان بسیجی ،مؤمن و با اخلاص را که هیج چیز نمی خواهد جز میدانی برای مجاهدت در راه خدا، در انزوا قرار دادیم و یک آم پررو ، افزون خواه ، پر توقع و بی صفای بی معنویت را مسلط کردیم چه ؟ در این صورت همه چیز دگرگون خواهد شد. اگر بین رحلت نبی اکرم (ص) و شهادت جگر گوشه اش در صدر اسلام پنجاه سال فاصله بود ، ممکن است در روزگار ما این فاصله خیلی کمتر بشود و فضیلت ها و صاحبان فضایل زودتر به مذبح بروند.

نباید بگذاریم چنین چیزی پیش باید. باید در مقابل انحرافی که ممکن است دشمن بر ما تحمیل بکند، بایستیم. عبرت گیری از عاشورا این است. نگذاریم روح انقلاب و فرزندان انقلاب در جامعه منزوی بشوند انشاء الله.

 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه دهم بهمن 1387

لينك ثابت


» غدیر «

 

مسئولیت ما در برابر غدیر

از آن جا که غدیر و مفهوم و حقیقت آن از جامعه دور نگاه داشته شد ، طبیعتا بیگانگی و ناآشنایی جهان را با این فرهنگ به دنبال داشته و این امر سبب شد تا مردم ، به ویژه آنان که از مکتب امیر المؤمنین (ع) بهره ای نگرفتند و از سیره آن حضرت دوری گزیدند ، از چشمه زلال و جوشان غدیر و داده های آن محروم بمانند.

با این تفصیل ، چگونه غدیر را احیا کنیم؟

از عبدالاسلام بن صالح هروی روایت شده است که گفت : از امام رضا (ع) شنیدم که می فرمود:

رحم الله عبداً أحیی أمرنا ؛ خدای ، رحمت کند آن بنده ای که امر ما را احیا کند.

پرسیدم : احیای امر شما چگونه ممکن است؟

فرمود: یتعلّم علومنا و یعلّمها الناس ؛ علوم ما را فرا گیرد و آن را به مردم بیاموزد.

می بینیم که امام رضا (ع) کار تعلیم را به شیعه یا پیروان دیگر مذاهب اسلامی محدود نکرده ، بلکه واژه « ناس » (مردم) را به کار برده است و این بدان معناست که به همه مردم بیاموزد.

اکنون در جهانی روزگار می گذرانیم که مردمان آن ، بلکه متأسفانه-  بیشتر مسلمانان با غدیر و آموزه های اهل بیت ( علیهما السلام) بیگانه اند . در چنین شرایطی و به منظور آشنایی با حجم و سنگینی مسئولیتی که غدیر بر دوش ما نهاده است ، باید از  خود بپرسیم ؛ جهان معاصر چه اندازه با غدیر آشنا شده و ژرفای آن را کاویده است ؟ و اگر جهان ، با این فرهنگ جهان شمول بیگانه است ، چه کسی مسئول زدودن این جهل و بیگانگی است؟

حقیقت این است که نسل امروز ، غالبا تصوری روشن و درست از غدیر ندارد که در این مورد، مسئولیت روشنگری و آگاهی بخشی در مرتبه اول بر عهده ماست که اگر میثاق غدیر را آن گونه که موظفیم بیان کنیم.

بی تردید جامعه وضعیت بهتری خواهد داشت . در این راستا باید به  جهانیان این آگاهی را بدهیم که غدیر ، یعنی جوشش مستمر ، سر زندگی و نشاط اسلام و شاداب نگاه داشتن آن برای تحقق رفاه ، توسعه بخشیدن به گستره آن ، پیشرفت ، ترقی و آباد کردن جوامع انسانی است.

مسئولیت پذیری صاحبان ثروت نسبت به دیگر افراد جامعه ، از بین بردن پدیده خوردن از دست رنج دیگران و سربار بودن و دسته ها و باندهای مخرب، دیگر مفهوم غدیر است. چه این که فرهنگ غدیر متولیان امور اقتصادی را امانتدارانی می داند که شریان حیات مدنی را به عنوان عامل محرک و شتاب دهنده جامعه ، در دست دارند.

از این رو بر ما واجب است این حقیقت را به همگان بباورانیم که غدیر میثاق « أولو الأمر » با خداوند است ؛ همان هایی که از سوی خدا فرمان یافته اند تا سطح زندگی خود را با ضعیف ترین افراد جامعه همسان سازند و در خوراک ، پوشاک ، مسکن و جز آن ، با آنان همگون شوند.

دگر باره تأکید می شود که مسئولیت سنگینی که در مورد غدیر بر عهده ما نهاده شده و نیز ضرورت پای بندی به آن در جهان معاصر ، می طلبد که گسترده آسمانی فرا خوانیم که در غیر این صورت ، امید به کوتاه شده دست خودکامان ، نجات دادن بشریت از وضع بسیار بد و وحشتناک فعلی و رسیدن به ساحل امنیت ، رفاه، عدالت و آزادی ، انتظاری بیهوده است.

بنابراین هرگاه از غدیر سخن گفته شود ، در واقع سخن از معانی والایی است که در فرهنگ غدیر نهفته است.

سخن آخر این که باید در این مناسبت شکوهمند، با اهل بیت( علیهما السلام ) ، به ویژه با صاحب غدیر ، امیرالمؤمنین (ع) تجدید بیعت کرده ، با آن پاکان پیمان فرمانبردای و ولایت ببندیم و بدانیم که بر ما واجب است با قلم و بیان و مال و گفتار و کردار خویش ، بیش از پیش ، آموزه های نورانی غدیر را به مردم بشناسانیم تا از این رهگذر ، جهان تشنه معنویت از چشمه زلال غدیر سیراب گردد.

از خدای متعال مسئلت دارم توفیق شناخت حرمت و عظمت این روز شکوهمند را به همگان عطا فرماید. ان شاء الله.

(سر چشمه زلال ولایت غدیر)

 

 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

لينك ثابت


» انسان و مساله رفاقت و دوستی «

 

انسان و مسأله رفاقت و دوستی

 

در این پست ، سخن از پیوندی نیرومند و مؤثر به نام انسان و مسأله رفاقت و دوستی به میان آمده است که بسیار با اهمیت و سازنده است و اگر در چهار چوب درست به کار نرود ویران کننده است.

بشر در تمام ادوار زندگی از ایام کودکی و جوانی تا روز کهولت و پیری همواره نیازمند رفاقت و دوستی دیگران بوده است . همانطور که از داشتن رفیق موافق و دوست یک دل احساس مسرت می کند و از مصاحبتش خشنود می گردد ، همچنین از تنهایی رنج می برد و از نداشتن هم صحبت شایسته و مناسب ، آزرده خاطر و متأثر می شود.

رفقا و دوستان نه تنها با هم انس می گیرند و با مصاحبت و همنشینی موجبات شادمانی و نشاط یکدیگر را فراهم می سازند، بلکه هر دوستی به مقیاس درجه رفاقت و دوستی در امور مادی و معنوی رفیق خود نفوذ می کند و هر یک دانسته یا ندانسته روی عقائد و اخلاق و رفتار و گفتار دیگری اثر می گذارد

قرآن کریم (در سوره فرقان آیه 28) از زبان اهل جهنم نقل می کند که می گویند:

ای کاش فلانی را دوست صمیمی خود قرار نمی دادم.

در جایی دیگر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: دین و روش آدمی طبق مذهب و سیره دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود.

حضرت سلیمان (علیه السلام) فرموده است : در باره کسی به نیکی یا بدی قضاوت نکنید تا رفقایش را ببینید. چه آنکه آدمی از امثال و اقرانش شناخته می شود و به صفات  همنشینان و دوستان صمیمیش توصیف می گردد.

دوست شناخته و با فضیلت یکی از سرمایه های بزرگ زندگی و از عوامل خوشبختی بشر است. اولیاء گرامی اسلام پیروان خود را در انتخاب رفیق عاقل و با ایمان ، تشویق نموده و فوائد وجود چنین دوستی را خاطرنشان ساخته اند.

علی (علیه السلام ) فرموده است: پیوند دوستی را با برادران دینی خود محکم سازید که آنان ذخائر دنیا و آخرت هستند. مگر نشینیده اید که خداوند در قرآن شریف به غم و اندوه گمراهان در قیامت اشاره کرده که می گویند: در این روز سخت نه شفیعی داریم نه دوستی که درکارمان همت گمارد.

دوست با فضیلت و لایق که در ایام خوشی و ناخوشی ، یار یکدل و صدیق و وفادار است ، برای آدمی ارزش حیاتی دارد و از دست دادن چنین رفیق غزیزی از مصائب بزرگ زندگی است.

حضرت علی (علیه اسلام ) می فرمایند : کسی که دوست پاک ضمیر خود را که برای خدا با وی پیوند دوستی داشته از دست بدهد ، مثل این است که شریف ترین اعضاء بدن خود را از کف داده است.

 

 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه سی ام مهر 1387

لينك ثابت


» لیله القدر «

 

آيا شب قدر دائمى است ؟

 

 

شب قدر اختصاص به زمان رسول گرامى (ص ) و صدر اسلام ندارد؛ زيرا اولا، هر چند وضع ليلة القدر براى آن بود كه رسول خدا (ص ) در عالم رؤ يا از به حكومت رسيدن بنى اميه در آينده تاريخ محزون و مغموم گرديد، خداوند تبارك و تعالى براى زدودن حزن و اندوه از قلب پيامبرش شب قدر كه بهتر از هزار ماه حكومت بنى اميه است ، را براى او مقرر داشت .

ثانيا، طبق صلاحديد الهى شب قدر شب اندازه گيرى است ؛ يعنى ، آنچه كه در طول سال آينده از حوادث و وقايع اتفاق مى افتد، از طرف پروردگار در اين شب تقدير مى گردد و به اطلاع ولى امر (ع ) هر زمان مى رسد.

ثالثا، عبادات خدا مقطعى نيست ، مثلا نماز يك مدتى مقرر باشد و بعد از مدتى تعطيل شود روزه مدتى باشد و بعد از چندى برداشته شود، بلكه جعل قانون اقتضاى استمرار را دارد، مگر از جانب حضرت حق بر موقت بودن آن تصريح شده باشد و موقت بودن ليلة القدر خاطرنشان نگشته است .

رابعا، روايات بسيارى وارد شده است كه : شب قدر در هر سال در دهه آخر ماه رمضان مى باشد.

داوود بن فرقد گويد: مردى از امام صادق (ع ) پرسيد: آيا ليلة القدر فقط يك شب بود، يا در هر سال هست ؟ امام (ع ) فرمود: اگر شب قدر برداشته شود، قرآن برداشته خواهد شد.

از اين روايت استفاده مى شود كه قرآن و شب قدر ملازم هم هستند و از يكديگر جدا نخواهد شد، بنابراين همان طور كه قرآن هميشگى و جاودانه است شب قدر هم اين چنين مى باشد.

در شب قدر به امر خدا جبرئيل با دسته اى از فرشتگان به زمين فرود مى آيند، در حاليكه كه در دست او پرچم سبزى است ، پرچم را بر بالاى كعبه نصب مى كند در احاديث آمده است كه براى او ششصد بال است ، كه دو تاى از آنها را نگستراند مگر در شب قدر. در آن شب آنها را پهن كند كه از مشرق و مغرب تجاوز نمايد. آنگاه جبرئيل فرشتگان را در اين شب پراكنده نمايد. پس بر هر ايستاده و نشسته ، نمازگزار و ذكركننده سلام گفته ، و با آنان مصافحه نموده ، و بر دعايشان آمين گويند تا صبح ، و چون صبح طلوع كند، جبرئيل ندا در دهد آى گروه فرشتگان ! حركت كنيد، كوچ كنيد فرشتگان مى گويند: خداوند تعالى با حاجتهاى مؤ منين امت محمد (ص ) چه كرد؟ جبرئيل مى گويد: به راستى كه خداوند تعالى به آنان در اين شب ، نظر رحمت كرد و آنان را بخشيد و از گناهانشان درگذشت مگر از چهار دسته : دايم الخمر، عاق والدين ، قاطع رحم ، و مشاحن (كسى كه شديد العدوة باشد(.

 

( التماس دعا )

 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه دوم مهر 1387

لينك ثابت


» ماه بازگشت به خدا «

 

نکات تغذیه ای مخصوص ماه مبارک رمضان

حلول این ماه عزیز و پرفضیلت را به همه روزه داران تبریک میگویم.

  • هنگام افطار از آغاز کردن غذا با آب سرد، نوشابه و مانند اینها  جداً خودداری کنید. به جای آب سرد کمی آب گرم یا چای میل کنید.
  • افطار را با خرما، کشمش، عسل و بطورکلی  با یک قند طبیعی آغازکنید. به این ترتیب اشتها کنترل می شود و پرخوری کمترپیش می‌آید.
  • خوردن چای شیرین کم رنگ، شیر گرم، فرنی و حلیم کم ‌روغن در آغاز افطار مناسب  است.  
  • نان و پنیر و سبزی (ضد عفونی شده)  و یا نان و پنیر و مغز گردو نیز خوب است.
  • سبزی را در افطار میل کنید. سبزی در سحری، گاهی منجر به تشنگی در طول روز می‌شود.
  •  از آشامیدن آب فراوان در وسط غذا خودداری کنید. آب در وسط غذا سبب رقیق شدن شیره گوارشی و اختلال در هضم می‌شود.
  • در زمان بین افطار تا سحر، با رعایت فاصله با غذا، آب کافی بیاشامید.
  •  حتماً برای صرف سحری، کمی زودتر از خواب برخیزید تا هم ضمن استفاده از برکات معنوی ساعات سحر و مناجات ، بدون عجله و با آرامش سحری بخورید. حتی اگر میل به خوردن غذا ندارید ، آب، چای، شیر و مانند این‌ها را فراموش نکنید.
  • از خوردن تنقلات فراوان  ،انواع دسرها و شیرینی‌ها با شکر زیاد در برنامه افطار و سحر خودداری کنید.
  • حتماً در غذای افطار و به خصوص سحر میوه میل کنید. علاوه بر میوه‌جات فصل، از خیسانده برگه آلو، زردآلو، انجیر و مانند این ها هم می توان به عنوان میوه استفاده کرد. گوجه فرنگی هم می تواند نقش میوه را داشته باشد.
  • اگر در ماه رمضان دچار یبوست می‌شوید. علاوه بر میوه از خورش‌های ملین مثل خورش آلو و خورش‌های سبزی‌دار بیشتر استفاده کنید.
  • در طول زمان روزه از رفتن به حمام داغ، خون دادن و کارهایی که موجب ضعف و بی‌حالی می‌شود خودداری کنید.
  • معده خالی در هنگام افطار تحمل غذای خشن را ندارد، لذا خوردن غذاهای سهل الهضم و تقریباً نرم برای افطار مناسب‌تر است.
  • اگر تخم مرغ میل می کنید در درجه اول به صورت آب‌پز سفت و در درجه دوم به صورت نیم‌بند (به شرط آن که سفیده آن منعقد شده باشد و زرده کمی حالت سفتی به خود گرفته باشد) میل کنید. تخم مرغ نیمرو زیان بخش بوده و همچنین دیر هضم‌تر از تخم مرغ آب‌پز است.
  • سالاد (بدون پیاز) مکمل خوبی برای غذاها در ماه مبارک رمضان است.
  • بادنجان، فلفل وادویه‌ها گاهی موجب احساس تشنگی درطول روز می‌شود.
  • اگر به اقتضای فصل گرما یا فعالیت‌های بدنی، در طول روزه‌داری زیاد عرق کردید، نمک از دست رفته توسط عرق را، به صورت‌های مختلف در افطار و سحر جبران کنید.
  • از تغییرات شدید در عادات غذایی و خوردن غذاهای نامانوس یا غذاهایی که برای شما ناراحتی به وجود می‌آورد در ماه رمضان خودداری کنید.
  • کله‌پاچه و سیرابی موجب تشنگی زیاد می‌شود. لذا بهتر است میل نکنید ولی اگر مایلید میل کنید به صورت کم آب، کم نمک وآن هم درافطار میل کنید.
  • مصرف نوشابه‌های گازدار به طور کلی و در ماه مبارک رمضان به طور خاص ممکن است موجب تحریک در معده به خصوص درافراد مبتلا به التهاب معده (گاستریت) شود.
  • در ماه مبارک بیش از سایر اوقات به بهداشت دهان و دندان توجه کنید. حتماً بعد از صرف افطاری و سحری دندان‌های خود را به دقت مسواک کنید. مسواک را طوری در لیوان قرار دهید که قسمت موئین آن بیرون بماند و زود خشک شود.
  • سیگار، دشمن سلامت شما و هم‌نشینان شما و باعث آزار مردم است. به برکت معنویت ماه رمضان برای ترک دائمی این عادت زیان‌بخش تصمیم بگیرید .

     

  • نوشته شده توسط رضا در جمعه پانزدهم شهریور 1387

    لينك ثابت



    مطالب پيشين


    منوي كاربري

    Make Your HomePage    Email To Admin    Add to Favorites

    پيغام مدير : خدای بزرگ را سپاس که توفیقش را نصیب بنده ساخت تا به رغم بضاعت ناچیز، این وبلاگ را تقدیم شما عزیزان نمایم. امیدوارم لطف حق بیش از پیش شامل این قلم شده و با عنایت خاص خود ضعف ها و کمبودهای معنوی و عملی نویسنده را در تاثیرگذاری نوشته اش دخالت ندهد. ما را از نظرات خود بی نصیب نگذارید.


    نظرسنجی


    خبرنامه

    براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :



    لينك دوستان



    رهروان شهادت
    انتشارات سمیع
    نور ولایت
    محمد باقر پورامینی
    نگین شهر طبس
    دست نوشته
    نویسه
    منتظر 14
    کلبه ی فرهنگی آقای نودهی
    وب نوشته های یک ...
    صلوات بفرست فرزند آدم
    (طاووس بهشت)
    ولایت نور


    کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
    All Rights Reserved 2006 © by profreza.blogfa.com
    This Themplate Designed By Sasan Nobakht