زیارت اربعین نشانهی مؤمن
با توجه به شرایط برخی حاکمان معاصر ائمه(ع) امکان ابلاغ دستورات دینی و اجتماعی به شیعیان به طور مستقیم وجود نداشت و امام معصوم (ع) ناچار به تقیه از خلفای جور و جاسوسان آنها بودند. بنابراین موضوع، روایات و احادیثی که از معصومین (ع) به ما می رسد را در دسته های مختلفی طبقه بندی می کنند . از جمله این دسته ، روایات و احادیثی است که در قالب زیارات و ادعیه می باشد . این بخش از روایات را می توان منبع کسب معارف صحیح شیعه و اعتقادات اصولی هر مسلمانی دانست که شامل توحید، نبوت، امامت و... می باشد و برای مثال می توان به موضوع لعن بر دشمنان اهلبیت(ع) اشاره کرد. ائمه بزرگوار ما این معارف کرانسنگ را که قادر به بیان آن در مجالس عمومی نبودند، در زیارات و ادعیه می گنجاندند و به شیعیان خاص خود تعلیم داده و آنان نیز به دیگران تعلیم می دادند تا آنکه به ما رسیده است. زیارت اربعین نیز از این دسته است. مطابق حدیثی از امام حسن عسکری (ع) مؤمن پنج نشانه دارد که از جمله آن زیارت اربعین است. در حدیث نکته لطیفی به چشم می خورد که امام(ع) می فرمایند این زیارت از نشانه های مؤمن است نه مسلمان. حال جای طرح این است که چه ویژگی و آموزه هایی در زیارت اربعین سبب شده است که این زیارت نامه نسبت به دیگر ادعیه ها و زیارتنامه ها به عنوان نشانه مؤمن مطرح شود؟
قبل از پرداختن به پاسخ این سوال جای تأمل در تفاوت مؤمن و مسلم وجود دارد. اصولاً با توجه به آیات قرآن کریم و احادیث معصومین(علیهم السّلام) بین مؤمن و مسلمان فرق است. مؤمن به کسی اطلاق می شود که وحدانیت به خدا و نبوت پیامبر و ولایت ائمه معصومین از امیر المؤمنین تا آخرین فرزندش حضرت حجه به الحسن(علیهم السّلام) ایمان داشته باشد. اما مسلمان کسی است که فقط به دو تای اولی اقرار میکند. واضح است که مؤمن به شیعه و مسلم به اهل تسنن اطلاق می شود.
مؤمن به کسی که فقط اطلاع دارد خدایی یا پیامبری است اطلاق نمیشود ، بلکه مؤمن کسی است که با همه وجود (و در رأس آن با قلب خود) تسلیم این واقعیت بشود و نسبت به آن حالت اقرار و رضا داشته باشد و همین حالت تفاوت میان اسلام و ایمان است . در قرآن کریم چنین می خوانیم:
«قالَتِ الاَعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنوا و لکِن قُولوا اَسلَمنا و لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قلوِبکُم(1).»
«اعراب(بادیه نشین) گفتند: ایمان آورده ایم.(ای پیامبر) بگو: ایمان نیاورده اید بلکه بگویید اسلام آورده ایم و هنوز ایمان در قلب های شما وارد نشده است.»
امام صادق(ع) در پاسخ به شخصی که در مورد این آیه پرسیده بود فرمودند:
اَلا تَری اَنَّ الایمانَ غَیرُ الِاسلام(2). آیا نمی بینی که ایمان غیر از اسلام است.
منظور از اسلام در اینجا همان چیزی است که در فقه احکامی – مانند طهارت – بر آن مترتب می شود و به همین جهت می توان آن را «اسلام فقهی» نامید. این اسلام همان که با اظهار شهادتین به زبان محقق می شود و کاری به دل و قلب انسان ندارد.
حال به بحث اصلی خود که پاسخ به این سؤال است می پردازیم که چرا زیارت اربعین و درک مضامین آن نشانه ایمان است؟ اگر با نگاهی عمیق در زیارت اربعین بنگریم با مسئله مهمی به نام فلسفه شهادت امام حسین(ع) و قیام عاشورا مواجه می شویم.
واقعه ی عاشورا مهم ترین حادثه ی اسلام از صدر تاکنون است که سبب شده اسلام حقیقی تا امروز از بین نرود. اما همیشه این سؤال بزرگ در مقابل این واقعه ی عظیم مطرح است که امام حسین (ع) با وجود آگاهی باز سرنوشت خود و یاران و خانواده اش چرا پای به این معرکه گذارد. پس اگر توانایی پاسخ دادن به این سؤال را داشته باشیم، با معرفت کامل به عزاداری سیدالشهدا(ع) می پردازیم و با خارج شدن از شک و تردید نسبت به این مسئله ایمان خود را تثبیت می کنیم. اما برای پاسخ دادن به این سؤال باید از ایراد نظرات شخصی پرهیز کرد و به اهلش یعنی چهارده معصوم(علیهم السلام) رجوع کنیم. چرا که اهل بیت هر خانه نسبت به وقایع اتفاقیه در آن خانه نسبت به دیگران آگاه ترند و این یک قاعده کلی می باشد.
در زیارت اربعین که به روایت از امام صادق (ع) است می خوانیم:
«و بَذَلَ مُحجَتََهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ مِنَ الجَهاله و حَیرهَ الضّلالَه»
«خدایا! حسین خون پاک قلب خویش را در راه تو ریخت تا بندگانت از جهالت و سر گردانی وضلالت نجات یابند.»
توجه کنیم که منظور از بندگان، تا روز قیامت را شامل می شود.
امام صادق(ع) فلسفهی شهادت ابی عبدالله را عیان می کند و هر کسی تا روز قیامت از گمراهی و جهالت نجات پیدا کند مدیون حسین بن علی فرزند رسول خدا است. این است نشانه ی مؤمن: آگاهی از سرّ ِقیام حسین که همان آگاهی از راز نجات بشریت از هلاکتِ در ضلالت است.
اما فرد ضالّ و جاهل کیست که امام حسین (ع) برای نجات او از ضلالت و جهالت خود و یارانش را شهید در راه حق نمود. در آیات قرآن کراراً کلمه ی ضلالت دیده می شود. که در مقابل هدایت به چشم می خورد . خداوند در آیه ی 36 سوره نحل می فرماید:
«هر امتی را که خلق کردیم و در زمین قرار دادیم، یک رسول از جانب خود به میان آنها فرستادیم»
و همهی آنان پیام مشترکی داشتند : 1. عبادت پرودگار 2. اجتناب از طاغوت
دسته ای از مردم می پذیرفتند که هدایت شدگانند و دسته ای رد نموده که گمراهانند. بنا به روایات و احادیث ائمه هدی که بیان و تفسیر قرآن کریم می باشد، منظور از عبادت پروردگار ، قبول ولایت حجت زمان و اجتناب طاغوت به معنای بیزاری از طاغوت است. در واقع همان دو پایه ی مهم ولایت و برائت است. بنابراین از منظر قرآن فرد ضال کسی است که یا از ولایت حجت خدا سرباز نزند یا انکه ولایت را قبول کند؛ اما برائت و بیزاری را نپذیرد. اما جهالت مطرح شده به چه معناست؟ حدیثی از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) مطرح است که به تواتر در نزد شیعه و سنی منقول است و آن حدیث این است:
«مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ میَتَهً جاهِلیَّه»
«هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.»
همه ی ما می دانیم که این شناخت به صرف دانستن نام و نسب ایشان تحقق پیدا نمی کند. چرا که منکرین آن حضرت و غیر مسلمان هم چنین اطلاعی از ایشان می توانند داشته باشند . پس تعبیر«معرفت» در این حدیث شریف معنایی بالاتر از این حد را می رساند و هر کس متناسب با فهم و معرفت خویش ،این معنای بالاتر را ممکن است توضیح بدهد. تا اینجا هنوز اهمیت مسأله به قدر کافی برای ما روشن نیست. این اهمیت وقتی کاملا روشن می گردد که به احادیثی برخورد کنیم که در آنها هم نتیجه ی نشناختن امام بیان شده و هم اثر شناخت ایشان مانند این حدیث شریف از امام باقر (ع):
«کسی که بدون (معرفت) امام بمیرد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته و کسی که با معرفت امامش بمیرد مانند کسی است که همراه حضرت قائم (ع) در خیمه ی ایشان بوده باشد.»
حال که به اهمیت زیارت اربعین پی بردیم برماست که با مطالعه ی عمیق این زیارت و دیگر زیارات ائمه ی معصومین که کلاس معرفتی بی نظیری است و خدا این لطف را فقط به شیعه ارزانی داشته و اهل تسنن را به خاطر بی وفایی آنها نسبت به ائمه ی معصومین (ع) خصوصاً امام عصر (عج) بیفزاییم تا از این طریق الهی به سعادت برسیم.
پی نوشت:
(1). سوره حجرات/ آیه14
(2). اصول کافی/ ج 2/ ص 24
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
لينك ثابت 
|